• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Auto width resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • red color
  • default color
  • green color

محاکمه تصوف ! - قسمت اول چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط محمد محسنی   
30 مرداد 1387 ساعت 21:57

سخنم با متصوفه ....

1) اصلا اين واژه صوفي را از کجا آورده ايد؟ کجاي اسلام به صوفيه اشاره کرده است و آن را بر حق دانسته است؟

اگر هم بگويند که اين واژه از کلمه « SOPH » يوناني گرفته شده و به معناي حکمت دانش است در جواب بايد گفت که سين يوناني « سيکما » در همه جا « سين » ترجمه شده نه « صاد » يعني علي القاعده « سوفي » بايد تر جمه مي شد نه « صوفي ».

 

اگر هم بگويند که از اصحاب صفه گرفته شده بايد در جواب گفت که اين قضيه ي فقر آنها توسط پيامبر حل شد و پيامبر با تدابيري که داشت آنان را از فقر و نداري نجات داد و ماجرا خاتمه يافت.

 

تازه شما متصوفه، چه سند و مدرکي از اين مطلب که از اصحاب صفه گرفته شده ايد در دست داريد؟

 

در ضمن، اگر از صُفّه مشتق شده بود، بايد « صُفّي » مي شد نه صوفي.

 

اگر هم بگوئيد که از صوف به معناي پشم گرفته شده (چراکه صوفيان اوليّه لباسهاي پشمينه مي پو شيدند)، در اين صورت مصداق روايات صريح شيعه در مورد مخالفت با صوفيه قرار مي گيريد، چراکه در رواياتي که در مسئله باطل بودن تصوف در منابع شيعي موجود است از همين تعبير يعني « صوف » به معناي پشم استفاده شده که در اين صورت باز هم متهم مي شويد به بطلان تصوف. (به مطلب تصوف در نگاه روايات در همين وب مراجعه کنيد)

 

2) اگر عامل پيدايش تصوف (بنا برقول متصوفه) مبارزه ي مومنان دلسوخته با ماديگري و تجمل گرايي در اسلام و مسلمانان است

 

الف : پس چرا اهل بيت (عليهم السلام)، که دلسوخته ترين انسانها بودند آن را همراهي نکردند؟ بلکه برعکس، اهل بيت (عليهم السلام)، سردمداران اين جريان را طرد نمودند؟

 

ب : اين مؤمنان دلسوخته چه کساني بودند؟ حسن بصري؟ سفيان ثوري؟ يا ابو هاشم کوفي؟

 

بديهي است و تاريخ هم شهادت مي دهد که اينان در زمان خود اهل بيت (عليهم السلام) زندگي مي کردند و امثال ابو هاشم کوفي از تجار و سرمايه داران زمان خود بوده و همچنين رابطه خوبي با حکومت و دربار داشتند با اين حال اهل بيت (عليهم السلام) با اينها به شدّت مخالف بودند. امام صادق (عليه السلام) در مورد ابو هاشم کوفي فرمودند : وي عقيده فاسدي دارد که مذهبي را براي عقيده فاسدش درست کرد .

 

ج : و اگر قررا بود از اين جريان، زهد اسلامي شکل گيرد، چرا از کميل و عمّار خبري نيست؟ کميل و عماري که نمونه زهد اسلامي در اسلام شناخته مي شوند. چرا جاي دور برويم؟ امام علي (عليه السلام) که اسوه زهد و پارسايي است.

 

چطور مي شود شخصي مانند ابوهاشم کوفي که از سرمايه داران زمان خودش بوده، داعيه ي زهد و پارسايي داشته باشد.

 

مطمئنا اين قضيه را بني ساعده دوم بايد ناميد چرا که با تشکيل سقيفه بني ساعده توانستند ولايت و زعامت را از اهل بيت (عليهم السلام) بگيرند؛ ولي در مقابل معنويّت ائمه (عليهم السلام) ماندند و نتوانستند کاري کنند. از اين رو ، بهترين کار، ساخت جريان و شخصيتهايي بود که بتوان آنها را جايگزين اهل بيت (عليهم السلام) کرد و ولايتي را تعريف کرد که در عين تبعيّت مردم از آن، با حکومت هاي وقت کاري نداشته باشد؛ يعني اسلام منهاي سياست.

 

البته به دليل آشنايي مسلمانان با ساير اديان و فرقه هاي وقت و به دليل گسترش قلمرو حکومت اسلامي، نقش ساير آيين ها را در تأسيس اين مسلک نمي توان ناديده گرفت.

 

« آسين پالاسيوس » از شرق شناسان و عرفان شناسان يوناني، منشأ تصوف را زهد و عرفان مسيحي و فلسفه نو افلاطوني اسکندريه مي داند.

 

(عقل و وحي در اسلام/ص111)

 

3) اصلا چرا صوفيه اينقدر از سوي اهل بيت عصمت و طهارت مورد مخالفت قرار گرفته؟ حتما يک انحراف بزرگي بوده که اينچنين در روايات ما مورد مخالفت قرار گرفته که حتي در مورد صوفيه پيامبر اکرم (ص) هم به اصحابشان هشدار دادند و آنها را برحذر داشتند.

 

تازه چرا اينقدر از سوي علماي شيعه چه در بياناتشان و چه در کتب و چه در آثارشان مورد انتقاد و مخالفت قرار گرفته اند؟

 

خطر تصوف، تبديل شدن شيعه به يک اسلام خمار و معتاد است چون تصوف تخدير شيعه است. چراکه فرهنگ و مباني اصيل اسلامي شيعي از جمله تبرّي، تولّي و جهاد و شهادت و انتظار که نمونه هايي ار مباني عميق شيعه است را از بين برده و مباني اي بيهوده و خمار آلود و تخدير کننده را جايگزين کرده و اسلام هميشه زنده را تبديل به يک اسلام رهباني کرده.

 

4) کجاي اسلام مي گويد که کسي که مي خواهد مسلمان شود، براي تشرف به اسلام بايد غسل اسلام و ديگر غسلهايي که متصوفه آن را به عنوان آداب صوفيه معرفي کرده انجام دهد؟

 

« غسل اسلام » گنابادي ها ، از غسل تعميد مسيحي ها اخذ شده است)

 

5) کجاي اسلام مي گويد براي تشرف به اسلام از پارچه سفيد و 3 کيلو نبات و جوز هندي سپردن و انگشتر و سکه براي تشرف به اسلام آن هم با آداب مخصوص خودش استفاده کرد؟

 

« تشرّف » را از آئين ميترا گرفتند. ( آئين ميترا همان مهر پرستي ايران باستان است.ميترا يعني خورشيد)

 

(آئين ميترا/ص27)

 

6) کجاي اسلام مي گويد که در هنگام عبادت، صورت مرشد را بايد در ذهن تصور کرد و او را در نظر گرفت؟ و اگر تصور نکند عبادتش باطل است و صحت عبادت متوقف بر اجازه قطب است؟

 

عين قول صوفي ها در مورد ذکر ، در آئين زردشت آمده که بايد پيکر پير را بدل گيرند و چنان داند که حاضر و ناظر است و از فکر پير غايب نگردد.

 

7) کجاي اسلام مي گويد که عُشريه دهيد؟ يعني يک دهم، که به جاي خمس که يک پنجم است قرار گرفته؟ « عُشريه » نيز که در فرقه نعمت اللهي گنابادي جريان دارد و جانشين خمس و زکات است، از آئين مسيحيت و يهود اخذ شده است.

 

(انجيل متي/باب23/ش23)

 

8) کجاي اسلام دستور داده که خانقاه بسازيد و براي عبادت و ذکر و دعا به جايي به نام خانقاه برويد. در روايات ما چه از سوي پيغمبر اکرم و چه از سوي خاندان عصمت (عليهم السلام) هر چه ديده مي شود امر به رفتن به مسجد و ساختن مساجد است نه خانقاه . اين را از کجا آورده ايد؟

 

در روايت دارد که خودداري از رفتن به مسجد « نفاق » است. (کنز العمال ص570) . ظاهرا صوفيان يکي از بارزترين مصداق منافقين زمانه هستند.

 

چرا خانه هاي خدا را رها کرده و در خانقاه ها سکونت گزيده ايد؟ و چرا در بين صفوف مسلمانان تفرقه ايجاد مي کنيد؟ (اعتصموا بحبل الله ولا تفرّقوا)

 

9) چرا در مقابل ولايت اهل بيت عصمت طهارت (عليهم السلام)، ولايت اقطاب صوفيه را مطرح کرديد تا ولايت و علم ائمه (عليهم السلام) را تحت شعاع اين جريان قراردهيد. اين حرکت شوم، بدعت در اصول دين است که از سوي متصوفه وارد در دين اسلام شده است.

 

10) کجاي اسلام دستور داده که صاحب منصب ولايت الهي، از شريعت مرتفع مي شود و ديگر احتياجي نيست به احکام الهي عمل کند و خود را مکلف به تکاليف الهي بداند. اين عين بدعت در دين است که متصوفه درست کرده اند.

 

ما حتي در يک جا سراغ نداريم که پيغمبر اکرم و يا امامان معصوم خود را بي نياز از شرع دانسته باشند و خود را مکلف ندانند بلکه تا آخرين لحظات عمر شريفشان پايبند به دين و عمل به دستورات الهي بودند. ولي در مورد اقطاب متصوفه مشاهده مي شود که خود را بي نياز از شرع مي بينند و خود را به منزله فناء في الله در ميابند.

 

11) کجاي اسلام به قطب اشاره کرده و گفته که قطب بايد ولي انسان باشد؟ بلکه منصب ولايت را فقط مختص خدا و پيغمبر و اولي الامر (امامان معصوم) و کساني که از سوي امامان معصوم انتخاب شده اند، مي داند، نه اقطاب دست ساز و همچنين کجا به صوفي اشاره کرده و گفته که يک مسلم بايد صوفي باشد؟ حتي يک نمونه در قرآن و روايات ديده نمي شود که اشاره به صوفي بودن يک مسلمان و مومن کرده باشد بلکه فقط، تعبير به مسلم، مومن، متقي و يا محبّ و .... نموده است.

 

12) چرا سران صوفيه خود را به جاي ائمه اطهار (عليهم السلام) مطرح کردند و ولايت اقطاب را جايگزين ولايت اهل بيت (عليهم السلام) نمودند؟ مثلا جنيد بغدادي مي گويد : شما دانش خود را از سلسله مردگان (يعني پيغمبر اکرم و امامان معصوم) فرا مي گيريد؛ در حالي که ما معارف خود را از حضرت حق فرا مي گيريم که هميشه زنده است و نخواهد مرد. (فتوحات مکيه ابن عربي/ج1/ص31).

 

آيا اين توهين به وحي نيست. وحي اي که از نظر اسلام تا روز قيامت جاري است و هيچ وقت نسخ نمي شود ولي سران صوفيه به راحتي مقام ولايت ائمه و سيره ائمه را زير پا گذاشته و همگان را به سوي خود مي خوانند.

 

13) چگونه مي توان ولايت در نزد تصوف را همانند ولايت در نزد تشيع دانست درحالي که امامان معصوم هيچ ولايتي را در برابر ولايت خود جايز نمي دانستند چراکه خود ائمه فرموده اند : اگر همراه با ولايت علي (عليه السلام) به کسي ولايت دهي (اورا جايگزين حضرتش قرار دهي) عملت باطل خواهد بود. (تفسير صافي/ص43). يعني هيچ ولايتي مورد قبول نيست مگر ولايت ائمه اطهار (عليهم السلام).

 

ولي سران صوفيه با اينکه سني مسلک بوده اند خود را هم سان با ولايت ائمه مي دانند و ولايت اقطاب را در برابر ولايت ائمه معصومين درست کردند.

 

14) چگونه مقام قطب با مقام امام معصوم را يکي مي دانيد و آن را جايگزين مقام امامت کرده ايد در حالي که اقطاب صوفيه هيچ گونه اجازه اي از سوي امامان معصوم براي ولايت ندارند بلکه مورد مخالفت ائمه هم قرار گرفته اند؟

 

اصلا مگر مي شود که رسيدن به مقام ولايت براي هر کسي ممکن باشد چراکه هرجا نگاه مي کنيم يک شخصي ادعاي قطبيت مي کند و با شخص ديگر در جنگ و دعوا است. مگر در مقام ولايت، مسابقه است که هر کسي که دوست داشت، ادعاي قطبيت کند و خود را ولي خدا بنامد.


تعداد مشاهده :228

  اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
متن نظر :*



کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4

 
< بعد   قبل >

نظرسنجی

کدام قسمت از محاکمه را بیشتر می خوانید؟
 

ثبت مطالب کاربران

خبرنامه

با وارد ساختن آدرس پست الکترونیکی خود به جمع مشترکین سایت محاکمه بپیوندید




گفتگوی آنلاین

گفتگوی آنلاین با مدیران سایت محاکمه

محمود قوچانی
حجت الاسلام سید مجید طاهری
ارتباط زنده با ابوالفضل قوچانی
حجت الاسلام عبدالله حق جو

امکانات کاربر

 
 

نسخه متنی محاکمه