| نقد مولانا – قسمت اول |
|
|
| نگارش یافته توسط محمد محسنی | ||||||||||
| 30 مرداد 1387 ساعت 22:06 | ||||||||||
|
1) آيا باور مي کنند مولوي حديث افتراق را جعل و تحريف کرده ؛ مبني بر اينکه پيامبر اکرم (ص) تنها گروه اهل نجات در بين امت هاي مسلمان را امت صحابه دانسته است. که اين مطلب وي از يک روايت جعلي سرچشمه مي گيرد. وي مي گويد : بهر اين فرمود پيغمبر که من همچو کشتي ام زطوفان زمن ما و اصحابيم چون کشتي نوح هرک دست اندر زند يا بد فتوح (مثنوي معنوي/دفتر دوم/ص652/چاپ امير کبير) درصورتيکه اين روايت جعل و تحريف شده است و صحيح آن اينست که : قال رسول الله (صلي الله عليه و آله وسلم): سيأتي علي امّتي ما أتي علي بني إسرائيل مثل بمثل و إنّهم تفرّقوا علي اثنتين و سبعين ملّة،و ستفرّق امّتي علي ثلاث و سبعين ملّة،تزيد عليهم واحدة کلّها في النّار غير واحدة ،قيل:يا رسول الله، و ما تلک الواحدة ؟ قال: هو ما نحن عليه اليوم أنا و أهل بيتي. (مناهل الابرار في تلخيص بحار الانوار/ج6/ص228) و (معاني الاخبار/ص323) پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمودند: روزگاري بر امّت من مي رسد که همانند قوم بني اسرئيل که به 73 فرقه و ملّت تبديل شدند امّت من هم به 73 ملّت و فرقه تبديل مي شوند که به اين 73 فرقه يک فرقه هم اضافه نمي شود و همه آنها وارد جهنّم مي شوند مگر يک فرقه. سوال شد آن فرقه نجات يافته کدام است؟فرمودند: همان گروهي که ما بر آن هستيم يعني من و اهل بيتم. 2) آيا باور مي کنند مولوي از شيطان دفاع کرده و سجده نکردن شيطان به پيشگاه خداوند را در مورد انسان به خاطر عشق به خداوند تلقي کرده؟ » ترک سجده از حسد گيرم که بود آن حسد از عشق خيزد نه از حجود هر حسد از دوستي خيزد يقين کِي شود با دوست غيري همنشين (مثنوي معنوي/دفتر دوم/ص324 ) که اين مطلب مخالفت صريح با فرآن کريم است که درقرآن آمده : « واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابليس ابي واستکبر و کان من الکافرين » (بقره34) و ما در بحث اعتذار ابليس يا حب شيطان به آن پرداختيم. و در آينده به مدافعين شيطان و شيطان پرستان متصوفه خواهيم پرداخت. 3) آيا باور مي کنند مولوي افراط در رقص و سماع و موسيقي داشته است : مولوي پس از برخورد با شمس تبريزي، موسيقي و سماع را، تا بدان حدّ گسترش مي دهد که حتي به طور هفتگي، مجلسي ويژه سماع بانوان همراه با گل افشاني و رقص و پاي کوبي زنان، در قونيه برپا مي دارد. اينها همه از مردي مشاهده مي شود که تا سن 38 سالگي ،خود مجتهدي بزرگ و يک « مفتي حنبلي » (سني مذهب) بشمار مي رفته است تا جايي که حتي در مواردي چون سرگرم رَباب و موسيقي مي شده است نمازش قضا مي شده است و با وجود تذکار به وي، موسيقي را رها نمي کرده است، بلکه نماز را ترک مي گفته است که سماع آرام جان زندگان است!!... شمس سماع را « فريضه اهل حال » مي خواند و چون پنج نماز و روزه ماه رمضانش براي اهل دل واجب مي شمارد! (نشريه مذهبي نور به نقل از خط سوم/سخنان شمس/ص74 آ /75 آ ) 4) وي مجالس رقص وسماع را وسيله تقرب به پيشگاه خداوند مي داند و حتي سماع را برتر از نماز مي داند : (عرفان حقيقي/ص160) و (شرح زندگي مولوي-ناصر نجمي/ص17) افلاکي شاگرد مولوي در مناقب العارفين مي نويسد : روزي در حضور مولانا رباب مي زدند و مولانا ذوق ها مي کرد. از ناگاه عزيزي (يکي از مريدان) درآمد که نماز ديگر (اذان) مي گويند. (مولوي) لحظه اي تن زد (صبر کرد) و فرمود : ني ني آن (اذان) نماز ديگر و اين سماع نماز ديگر.هر دو داعيان حقّند. يکي (اذان و نماز) ظاهر را به خدمت مي خواهد و اين ديگر (سماع) باطن را به محبّت حق مي خواند. (احياءعلوم الدين/ص406— مولاناجلال الدين/ص342) در جايي ديگر ، در مقابل حديث پيامبر اکرم (ص) که مي فرمايند : « حبب الي من الدنيا النسا و الطيب و قره عيني الصلوه » ، مولوي مي گويد : ما از اين عالم سه چيز را اختيار کرديم : يکي سماع و يکي فقاع (آبجو) و يکي حمام. (مناقب العارفين/ص406 و مولانا جلال الدين ص342) فرزند خلف مولوي نيز مي گويد : انبيا توجه و رويکرد به خدا را در قالب نماز به مردم مي رساندند؛ اما اوليا (صوفيه) آن نماز حقيقي را به صورت سماع به عالميان رساندند. (ولدنامه/ص112 و مناقب العارفين/ص394) مولوي مي گويد : پس غذاي عاشقان باشد سماع که در او باشد خيال اجتماع 5) آيا باور مي کنند مولوي غلو در شخصيت شمس تبريزي کرده و اورا خداي خود ميداند و در بعضي تعبيراتش اورا مصداق « کن فيکون » و يا شمس را « سميع وعليم » ميخواند. وي مي گويد : شمس من و خداي من نور من و هداي من فاش بگويم اين سخن شمس من و خداي من (مثنوي معنوي/ص623) 6) آيا باور مي کنند مولوي خود را هم عقيده همه فرقه ها دانسته. (يعني يه چيزي شبيه به پلوراليسم ديني) (کتاب عرفان حقيقي/ص159) 7) آيا باور مي کنند مولوي قائل به جبر است يعني تمام افعال ما از سوي خداوند صادر مي شود. که اين مخالف صريح با مباني اسلام است. (مثنوي معنوي/دفتراول/ص190) تعداد مشاهده :356
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4 |
||||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|

استفاده از مقالات و اطلاعات موجود در سایت تنها در صورت ذکر نام نویسنده و آدرس محاکمه در روزنامه ها - مجلات - وب سایتها و وبلاگها مجاز می باشد