• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Auto width resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • red color
  • default color
  • green color

شبهات صوفيه چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط محمود قوچانی   
27 شهریور 1387 ساعت 15:31

1ـ برخى از كم مايگان خرده مى گيرند كه چرا اهل كتاب، حق فعاليت مذهبى در اماكن عبادى خود را دارند اما صوفيه از اين حق برخوردار نيستند. پاسخ اين است كه اولاً: اين حق را قرآن و سنت به اهل كتاب داده است اما چنين حقى از ناحيه منابع دينى به فرقه هاى صوفيه داده نشده است و احكام و حقوق شرعى بايد مستند به قرآن و سنت باشد.

 ثانيا: تفاوت اساسى ميان اديان و فرقه هاى بدعت گذار است؛ مسيحيت و يهود و زردشت، خود را به اسلام مستند نمى سازند؛ اما فرقه هاى صوفيه همانند ساير فرقه هاى منحرف چون بهائيت و بابيت، رنگ اسلامى به خود گرفته و به همين دليل، بسيار خطرناك تر از منحرفين ديگرند.

ثالثا: روايات فراوانى جهت مقابله با بدعت ها از ائمه اطهار عليهم السلام صادر شده است و سيره و گفتار آنها بر ابطال منش صوفيه دلالت دارد.

 

2ـ شبهه ديگر اين است كه اگر فرقه هاى صوفيه، اهل بدعت اند و مثلاً خانقاه، از مصاديق بدعت به شمار مى آيد پس حسينيه ها و مدرسه هاى جديد هم بدعت است، زيرا همه اين پديده ها، نو و جديد مى باشد. پاسخ اين است كه اولاً: حسينيه ها و مدارس جديد، فرقه هاى دينى نساخته اند و موجب كم رنگ كردن حضور مردم در مسجد و تفرقه ميان مسلمين نشده اند، در حالى كه تمام اين پيامدهاى منفى در خانقاه ظاهر گشته است.

ثانيا: هر امر نوى را بدعت نمى نامند. بدعت عبارت است از انتساب غيردين به دين. و خانقاه به عنوان مكان طريقت دينى در برابر شريعت دينى، بدعت آفرين است.

ثالثا: صوفيان، احكامى در خانقاه جارى مى كنند كه جملگى بدعت اند؛ مثلاً پيوند وثيقى ميان ولايت و تصوف برقرار مى سازند و ولايت را در اقطاب خود سارى و جارى مى دانند و آن را جانشين ولايت ائمه اطهار عليهم السلام قرار مى دهند. اگر ولايت ـ به زعم صوفيان ـ قيام عبد است به حق در مقام فنا از نفس خود، پس لازمه بريدن از نفس و اتصال به حق تابعيت از اهل بيت عليهم السلام در تمام زمينه ها است، و يكى از دستورات ائمه اطهار عليهم السلام ، اطاعت از فقهاى جامع الشرايط و مجتهدان فقه تشيع است؛ در حالى كه، فرقه هاى صوفيه به شدت مخالفت مرجعيت شيعه بوده و در دين شناسى، از فقها و نائبان عام امام عصر(عج) بهره نمى گيرند. هم چنين گرايش سكولاريستى و توصيه به جدايى دين از سياست و مسايل اجتماعى و انتساب دين گزينش گر به اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله و نيز تمايز قايل شدن بين شريعت و طريقت و انتساب آن به دين اسلام بدون هيچ مدرك و مستندى بدعت ديگر صوفيان است كه در خانقاه آن را ترويج مى نمايند.

البته حقايق اسلام به ظاهر و باطن و مقدمه و ذى المقدمه قابل تقسيم اند اما شريعت و طريقت با تفسيرى كه صوفيان گفته اند ناصواب است.

شريعت در نزد صوفيان، احكام شرعى و طريقت، تعليمات سالك در خانقاه زير نظر مرشد است تا او را به حقيقت برساند. شريعت به منزله پوست و طريقت به منزله مغز تلقى شده است. صوفيان بر اين باورند كه وقتى حقايق آشكار گشت، شرايع باطل مى گردد؛ «لو ظهرت الحقائق، بطلت الشرايع».

به تعبير نويسنده شرح گلشن راز(21): «غرض از شرايع و اعمال و عبادات ظاهره و باطنيه، قرب و وصول به حق است و سالك چون به متابعت اوامر و نواهى به نهايت و كمال وصول مى رسد و در بحر وحدت، محو و مستغرق شده و از آن استغراق و بى خودى مطلق، بار ديگر به ساحل و مرتبه عقل باز نيامده و چون مسلوب العقل گشته به اتفاق اوليا، تكاليف شرعيه و عبادات از اين طايفه ساقط است». در حالى كه اين ادعا، مخالف آموزه هاى دين و معارض با فتواى همه علماى اسلام و فاقد مبناى شرعى و عقلى است. آيا انسان عاقل، شرعا مجاز است به مقدماتى دست بزند كه عقل وى ساقط گردد تا تكاليف شرعى از او زدوده شود؟! مسلّما چنين مجوزى وجود ندارد. و همان طور كه قبلاً گذشت، ائمه اطهار و بزرگان دين تا آخر عمر، اهل عبادت و مناسك الهى بودند.

عارفان وارسته اى هم چون سيد على شوشترى، سيد احمد كربلايى، ملا حسين قلى همدانى، آقا سيد على قاضى، ميرزا جواد ملكى تبريزى، آيت الله بهجت و ديگران، سراسر زندگيشان انس با خدا و معنويت بوده و لحظه اى از شريعت فاصله نگرفتند. حتى عارفان صدر اسلام مانند اصحاب صفه نيز در كنار مسجد، سكنا داشته و اهل عبادت و فعاليت اجتماعى بودند. مرحوم كلينى در كتاب كافى، چنين نقل كرده است: «رسول خدا صلى الله عليه و آله روزى پس از اداى نماز صبح، چشمش به جوانى رنگ پريده افتاد و از او پرسيد: كيف اصبحت؟

گفت: در حال يقين به سر مى برم.

فرمود: علامت يقين چيست؟

عرض كرد: يقين من اين است كه مرا در اندوه برده و شب ها، مرا بيدار و روزها، مرا تشنه قرار داده است. گويا عرش خدا را مى بينم كه براى رسيدن به حساب مردم نصب شده و مردم، همه محشور شده اند.

رسول خدا به اصحاب خود رو كرد و فرمود اين شخص، بنده اى است كه خداوند، دل او را به نور ايمان منوّر گردانيده است. آن گاه به جوان فرمود: حال خود را حفظ كن كه از تو سلب نشود.

جوان گفت: دعا كن، خداوند مرا شهادت روزى فرمايد. طولى نكشيد كه غزوه اى پيش آمد و جوان در آن غزوه به شهادت رسيد.»(22)

پس عارفان حقيقى، اهل تهجّد و عبادت در مسجد و اهل رشادت در ميدان مبارزه و اهل تفقه در دين الهى اند و اسلام جامع نگر را ملاك زيستن مى دانند و اين مظهر همان مناجات عارفين است كه: «واجعلنا من اخص عارفيك و اصلح عبادك و اصدق طائعيك».

 

روايات صحيحه ائمه اطهار عليهم السلام پيرامون تصوف(23)

1ـ بزنطى از اسماعيل بن بزيع از امام على بن موسى الرضا عليه السلام : كسى كه به نزد او نامى از صوفيه برده شود و نسبت به آنها ابراز تنفّر و مخالفت نكند از ما نيست و كسى كه آنان را انكار نمايد چنان است كه در ركاب پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با كفار جهاد كرده است.

عارفان حقيقى، اهل تهجّد و عبادت در مسجد و اهل رشادت در ميدان مبارزه و اهل تفقه در دين الهى اند و اسلام جامع نگر را ملاك زيستن مى دانند و اين مظهر همان مناجات عارفين است كه: «واجعلنا من اخص عارفيك و اصلح عبادك و اصدق طائعيك».

 

2ـ بزنطى مى گويد: مردى از اصحاب ما به امام صادق عليه السلام گفت: در زمان ما دسته اى پيدا شده اند كه به آنها صوفيه گفته مى شود، شما درباره آنها چه مى فرماييد؟ امام عليه السلام فرمود: آنان دشمنان ما هستند؛ هر كس به سوى آنها اظهار تمايل كند از آنها محسوب مى شود و با آنها محشور خواهد شد. زود است كه عده اى از مدعيان دوستى ما اهل بيت نسبت به آنها تمايل خواهند نمود و خود را تشبيه به آنها كرده و به نام و لقب آنها ملقب خواهند شد و گفته هاى آنان را تأويل و توجيه خواهند كرد. آگاه باش، هر كس به آنها تمايل نمايد از ما نيست و من از او بيزارم و هر كس نسبت به آنان ابراز مخالفت و انكار نمايد و آنها را رد نمايد مانند كسى است كه پيش روى پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله با كفار جهاد كرده باشد.

 

3ـ سيد مرتضى رازى از محمد بن حسين بن ابى الخطاب نقل مى كند كه گفت: با امام هادى در مسجد النبى بودم، عده اى از اصحاب به خدمتش رسيدند، مدتى بعد جماعتى از صوفيه وارد مسجد شدند و در گوشه اى به حالت دايره اى نشسته و شروع به گفتن لا اله الا الله نمودند. امام هادى عليه السلام فرمود: به اين مردم فريب كار توجه نكنيد، اين ها هم پيمانان شياطين و ويران كننده مبانى دين هستند.

 

4ـ امام حسن عسكرى عليه السلام مى فرمايد: از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدند: ابو هاشم كوفى (مؤسس تصوف) چگونه آدمى است؟ فرمود: وى شخص فاسد العقيده اى بوده و او همان كسى است كه مذهبى را بدعت گذارد كه آن را تصوف مى نامند و وى اين مذهب را پناهگاهى براى عقيده زشت و ناپسند خود قرار داد.

اين روايت را ابن بابويه قمى در قرب الاسناد ذكر نموده است.

 

ديدگاه فقهاى شيعه

بسيارى از علماى شيعه اعم از متقدمان و متأخران، فرقه هاى صوفيه را مذمت كرده و روش آنها را بدعت شمرده و كتابهاى زيادى بر رد آنها نگاشته اند؛ مانند على ابن بابويه، شيخ صدوق، شيخ مفيد، شيخ طوسى، علامه حلى و غيره.

شيخ بهايى در كشكول از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت كرده كه فرمود: «قيامت، قيام نخواهد نمود بر امت من تا كه بيرون آيند طايفه اى از امت من كه آنها را صوفى گويند، نيستند از امت من، حلقه زنند از براى ذكر سرهاى خود را، و بلند سازند به ذكر صداهاى خود را، گمان كنند كه آنها بر طريقه ابراهيم اند. بلكه آنها گمراه ترند از كفار و از اهل آتش هستند، از براى آنها نعره هاست مثل نعره هاى خرها، قولشان قول فجّار است و عملشان عمل جهّال و آنها نزاع كنندگان با علمايند، ايشان ايمان ندارند و به اعمال خود عُجب كنند و حال آن كه از براى ايشان از عمل خود غير از تعب نباشد».(24)

ملا محسن فيض كاشانى، عارف وارسته، در كتاب وافى و كتاب بشارة الشيعه به مذمت صوفيه پرداخته و بدعت هاى آنها مانند غنا و سماع و حركات خاصه و دعاوى گمراه كننده را افشا مى كنند.

 

پی نوشت:

1ـ كلينى، اصول كافى، ج 1، باب البدع و الرأى و المقاييس، حديث 2، ص 54.

2ـ عبدالرحمن جامى، نفحات الانس، تصحيح: محمود عبادى، اطلاعات، تهران، 1370، ص 85 و قاسم غنى، تاريخ تصوف در اسلام، انتشارات نروار، ج 2، تهران، 1383، ص 35.

3ـ فروع كافى، ج 5، باب المعيشه.

4ـ اسراء / 29.

5ـ ر.ك.: عباسعلى عميد زنجانى، تحقيق و بررسى در تاريخ تصوف، دار الكتب الاسلامية، تهران، چاپ دوم، 1367، فصل اول؛ زين الدين كيائى نژاد، سير عرفان در اسلام، انتشارات اشراقى، تهران، 1366، ص 55ـ39؛ داود الهامى، موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ، انتشارات مكتب اسلام، قم، 1378، ص 37ـ22؛ تاريخ تصوف در اسلام، صص 157ـ63.

6ـ بقره / 143.

7ـ مائده / 87.

8ـ اعراف / 32.

9ـ قصص / 77.

10ـ ر.ك.: آقا محمد جعفر بن آقا محمدعلى، فضايح الصوفيه، تحقيق: مؤسسه علامه مجد و وحيد بهبهانى، انتشارات انصاريان، قم، 1413؛ ابوالحسن على بن عثمان جلاّبى هُجويرى غزنوى، كشف المحجوب، به كوشش: محمدحسين تسبيحى، انتشارات مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان، 1374؛ محمدكاظم يوسف پور، نقد صوفى، انتشارات روزنه، چاپ اول، 1380، صص 116ـ86.

11ـ موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ، ص 45؛ از كوى صوفيان تا حضور عارفان، ص 269ـ270.

12ـ ر.ك.: سيد تقى واحدى صالح عليشان، از كوى صوفيان تا حضور عارفان، چاپ سوم، 1377، ص 350.

13ـ داود الهامى، موضع تشيع در برابر تصوف در طول تاريخ، انتشارات مكتب اسلام، قم، 1378، ص 45ـ46.

14ـ ر.ك.: عطار نيشابورى، تذكرة الاولياء، تصحيح: رنيولد نيكلسون، انتشارات ميلاد، چاپ اول، 1376.

15ـ ر.ك.: از كوى صوفيان تا حضور عارفان، صص 284ـ282 و 364ـ350.

16ـ راز شيرازى، طباشير الحكمة، انتشارات خانقاه احمدى شيرازى، 1352.

17ـ النساء / 151ـ150.

18ـ از كوى صوفيان تا حضور عارفان، ص 228.

19ـ از كوى صوفيان تا حضور عارفان، ص 216ـ205.

20ـ بحارالانوار، ج 77، ص 93.

21ـ لاهيجى، شرح گلشن راز، ص 350.

22ـ كلينى، اصول كافى، ج 2، باب حقيقة الايمان و اليقين، حديث 2، ص 53.

23ـ سفينة البحار، ج2، واژه صوف.

24ـ شيخ بهايى، كشكول، مخطوط، ص 217.


تعداد مشاهده :284

  اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
متن نظر :*



کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4

 
< بعد   قبل >

نظرسنجی

کدام قسمت از محاکمه را بیشتر می خوانید؟
 

ثبت مطالب کاربران

خبرنامه

با وارد ساختن آدرس پست الکترونیکی خود به جمع مشترکین سایت محاکمه بپیوندید




گفتگوی آنلاین

گفتگوی آنلاین با مدیران سایت محاکمه

محمود قوچانی
حجت الاسلام سید مجید طاهری
ارتباط زنده با ابوالفضل قوچانی
حجت الاسلام عبدالله حق جو

امکانات کاربر

 
 

نسخه متنی محاکمه