| تحلیلی از تصوف با تأکید بر فرق ذهبیه |
|
|
| نگارش یافته توسط amir52 | ||||||||
| 28 شهریور 1387 ساعت 18:57 | ||||||||
تبیین و تحلیل عرفان و تصوف ساحت های مختلفی دارد که به نظر نگارنده، همین ساحت های مختلف فرقه های صوفیه ، زوایای بحث را پیچیده کرده است. حکمت این پیچیدگی، کثرت و تنوع فرقه های تصوف است؛ به گونه ای که گاه با درگذشت یکی از اقطاب صوفیه، سلسله های گوناگونی از آن فرقه زاییده می شد و شناخت آراء عقاید و مناسک این فرقه ها را دشوار می ساخت. بحث پیرامون فرقه های صوفیه از دو جهت دارای حساسیت و اهمیت ویژه ای است: نخست آن که این فرقه ها در جوامع اسلامی، بسیار متنوع و تاثیر گذارند؛ به همین دلیل ، داوری یکسانی هم نمی توان بر آن داشت و لازم است با دقت و بدون پیش داوری آن ها را گزارش و توصیف کرد و سپس به تجزیه و تحلیل آن ها پرداخت. جهت دیگر اهمیت و حساسیت فرقه های صوفیه این است که فرقه های صوفیه موجود در جامعه معاصر ایران با (117)پاره ای از مبانی فکری جمهوری اسلامی یعنی عقلانیت اسلامی که از اسلام ناب به دست می آید، در تعارض است. الف. عرفان و تصوف سرخ پوستی: که دون خوان، سرخ پوست آمریکایی، آن را مطرح کرد.
((118))
ب. عرفان شرقی: مانند آیین هندو، تائو و بودیسم که با رویکرد ساده و عقل ستیزانه یا عقل گریزانه ((3)) به میاحث انسان شناسانه و سالکانه می پردازند و از مباحث هستی شناسانه بیگانه اند. ج. عرفان های بومی: فرقه های صوفیه معاصر به قدری متنوعند که ارائه تعریف یکسانی از آن ها غیر ممکن است؛ اما وجوه عامی نظیر گرایش به فقه ستیزی و مرجع ستیزی ( با وجود تفاوت مراتب در این ویژگی) را دارا هستند؛ حتی فرقه هایی مثل ذهبیه و نعمت اللهیه گنابادیه که تقلید از مراجع تقلید را اظهار می کنند، در موارد تعارض میان فتوای قطب با مرجعیت، دیدگاه قطب را بر فقیه و مرجع تقلید مقدم می دارند و اما فرقه های فعال جامعه معاصر ایران عبارتند از: 1. نعمت اللهی مونیسه 2. نعمت اللهی صفی علی شاهی 3. نعمت اللهی گنابادیه 4. اویسیه 5. مکتب (نور علی الهی) 6. شمسیه 7. کمیلیه 8. اهل حق 9. خاکساریه 10. ذهبیه؛ البته فرقه های گنابادیه ، ذهبیه، اهل حق و مکتب فعالیت گسترده تری دارند. این فرقه ها را می توان با رویکرد های اجتماعی ((ماندد خدمات و خیانت های فرقه های صوفیه به مردم)، سیاسی و امنیتی ( مانند ارتباط با رژیم های طاغوتی و دولت های بیگانه)، فقهی (مانند فتاوای فقها و محدثان)، تاریخی (مانند منشأ پیدایش و تحولات و تطورات و عوامل انشعاب های آن ها)، اخلاقی ( مانند آسیب ها و ناهنجاری های اخلاقی)، اعتقادی (بررسی و مطابقت یا عدم مطابقت عقاید آن ها با اعتقادات شیعه) و ادبی (مانند بررسی آثار فارسی و ادبی فرقه های صوفیه) بررسی کرد.
کثرت گرایی تصوف در اسلام
واژه صوفی در قرن دوم در برخی از سرزمین های اسلامی مطرح شد و در قرن سوم و چهارم رواج پیدا کرد و به صورت یک نظام فکری، اعتقادی و اجتماعی با تشکیلات اجتماعی خاصی در آمد. ابوبکر کلاباذی (متوفای 380) در کتاب ((التعرف لمذهب اهل التصوف)) ، تاریخ صوفیان را بر حسب مناطق مختلف بیان کردهغ برای مثال بایزید بسطامی را در بسطام، ابوحفض حداد در نیشابور، احمد بن خضرویه بلخی را در بلخ، سهل بن عبدالله تستری در شوشتر، یوسف بن حسین رازی را در ری، ابوبکربن طاهر ابهری را در ابهر، علی بن سهل بن الازهر در اصفهان، کهمس همدانی در همدان و حسن بن علی بن یزدانیار را در ارومیه معرفی می کند.
((119))
هر کدام از این شخصیت ها در هر یک از این مناطقف باعث پیدایش فرقه ای از تصوف شده اند؛ ((4)) پس یکی از علت های کثرت فرقه ها ی صوفیه، بافت فرهنگی شهرهای مختلف است. عامل دیگر کثرت تصوف، کثرت مذهبی است. با آن که مشایخ صوفیه عمدتاً به لحاظ فقهی و کلامی، سنی مذهب بوده اند، ولی گرایش فقهی شان یکسان نیست؛ برای نمونه، صوفیان نیشابور،شافعی و ابوبکر شبلی، مالکی و ابوبکر کلاباذی و ابوالحسن علی بن عثمان هجویری و یوسف همدانی، حنفی و خواجه عبدالله انصاری، حنبلی بوده اند و البته عطار معتقد است که خواجه عبدالله انصاری، حنفی بوده و بعد شافعی شده است. به هر حال، همه مشایخ صوفیه اهل سنت هستند. شجره نامه فرقه های تصوف شیعی نیز به صوفیان اهل سنت مانند: حسن بصری ، جنید بغدادی، احمد غزالی و ... منتهی می شود. عامل دیگر کثرت صوفیه را باید در روش های سلوکی، تربیتی و صوفیانه فرقه های تصوف دانست و همین اختلاف سلوکی ، منشأ تنوع فرقه های صوفیه شده است؛ به عبارت دیگر، یکی از علت هایی که باعث شده گاه از یک فرقه، دو یا چند فرقه دیگر زاییده و انشعابات متکثر پدید می آمد، روش های سلوکی و تربیتی اقطاب فرقه ها است. این تفاوت آن قدر عمیق و گسترده می شد که گاه برخی از مشایخ صوفیه، یکدیگر ار تکفیر یا تفسیق کرده و منحرف از طریقت می دانستند؛ برای مثال گفته اند: روش تربیتی و سلوکی ابراهیم ادهم (متوفای 161) کثرت سفرها و برگزاری جلسات ذکر بوده است؛ اما جنید بغدادی اهل سفر نبوده، در بغداد ساکن شده و خانقاه ساخته است و مریدانی دور خود جمع کرد. قشیری از جنید بغداد نقل می کند: ((فتوت در شام، سخن گویی در عراق و صدق در خراسان بود.))((5)) یعنی هر کدام یک مولفه خاصی در مسائل تربیتی و وصوفیانه خود شان داشته اند. کتاب های اهل تصوف هم مسائل تربیتی خاص خود را دارند. قوت القلوب ابوطالب مکی ( متوفای 386)تصوفش تصوف بصره است و مولفه های تصوف را دارا است. اللمع ابونصر سراج (متوفای 378) مبتنی بر تصوف بغداد و التعرف ابونصر کلاباذی (متوفای 380) تصوفش، تصوف بخارا و رساله ابوالقاسم قشیری (متوفای 465) و ابو حامد غزالی (متوفای 505) تصوفش، تصوف نیشابور است. با این که غزالی از منطقه خراسان به نظامیه بغداد و سپس به مکه مهاجرت کرد، ولی احیاء علوم الدین را با رویکرد نیشابوری نگاشت. این اختلاف فرقه ها در ((120)) تعدد مقامات عرفانی هم نمایان است؛ برای نمونه زهد، خوف شوق، محبت بین بعضی از شخصیت های تصوف خیلی مهم است. ذالنون مصری، نوزده مقام عرفانی، ابونصر سراج هفت مقام و خواجه عبدالله انصاری صد منزل و روز بهان شیرازی هزار یک مقام را بیان می کنند و این تعدد مقامهای عرفانی نیز به تفاوت روش شناختی صوفیان بر می گردد؛ ((6)) به عبارت دیگر، چون مشرب های صوفیان متفاوت است، مقام های آن ها اختلاف می باید. اختلاف منازل و مقام های عرفانی، ذاتی و گوهری – نه عرضی و ادبی- است. البته علاوه بر عوامل پیش گفته، نباید از عوامل نفسانی مانند:: حسادت: رقیب شکنی و دنیا گرایی در فرقه سازی تصوف غفلت کرد. تعداد مشاهده :375
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4 |
||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|

استفاده از مقالات و اطلاعات موجود در سایت تنها در صورت ذکر نام نویسنده و آدرس محاکمه در روزنامه ها - مجلات - وب سایتها و وبلاگها مجاز می باشد
