| عوامل پيدايش تصوف در اسلام |
|
|
| نگارش یافته توسط amir52 | ||||||||
| 01 مهر 1387 ساعت 12:25 | ||||||||
|
البته اديان و مذاهب هندى، اختلافات نظرى و عملى فراوانى دارند ولى رويكرد صوفيانه آن ها مشترك است و تصوف در نزد آن ها به عنوان يك ايدئولوژى مطرح مى گردد. فرقه ودايى در پيدايش برهمايى و برهمايى در ظهور بودايى و هندو و بودايى در تحقق هانايانا و ماهايانا مؤثر بوده است و همه آن ها در رياضت كشى و پرهيز از دنيا مشترك اند و راه سعادت و نجات آدميان را ترك لذت جسمانى و شكنجه بدنى مى دانند. اين فرقه ها بر اين باورند كه جهان سراسر رنج و عذاب بوده و ريشه اين رنج ها، آرزوها و خواهش هاى دنيوى است و رهايى از علايق و شهوات مادى و سيله نجات و سعادت است. بودا معتقد است برهمن، كسى است كه فقر نصيبش شده و از هر چيزى محروم و از هر خوفى به دور باشد. نيروانا كه غايت بوداييان است در لغت سانسكريت به معناى فنا مى باشد. مسأله طلب مريد و سالك از مراد و قطب نيز از روش هاى صوفيان هندى است كه بر فرقه هاى صوفيه در جهان اسلام وارد شده است. مسأله وحدت وجود از ديگر عقايد مشترك صوفيان هندى است. او پانيشادها كتاب مقدس برهمائيان اين عقيده را پايه گذارى كرده است. هم چنين، موارد ديگرى مانند خرقه پوشى، ديانا (به اصطلاح بودائيان به معناى تمركز فكر كه در مراقبت انجام مى دهند)، اذكار دسته جمعى ـ به گفته ابوريحان بيرونى در كتاب تحقيق ما للهند ـ، انزوا و رياضت كشى از سلوك رفتارى هنديان است كه توسط مرتاضين بودايى و جوكى هاى تارك دنيا و دوره گردهاى هندى در ميان فرقه هاى صوفيه اسلامى رواج يافته است.
2ـ دنياپرستى و آشوب هاى سياسى: گرايش مادى گرايانه و دنياطلبانه برخى از اصحاب پيامبر و نزاع هاى سياسى قرن اول و دوم زمينه ساز پيدايش و گسترش صوفيه بوده است. تمايل به دنيا در اثر فتوحات، اولين قدم انحراف مسلمين بود كه دولت عثمان آن را توسعه داد. نتيجه اين انحراف، زهدورزى افرادى چون عبدالله بن عمر و حسن بصرى و پرهيز آن ها از وارد شدن در حوزه مسايل سياسى ـ اجتماعى بود. حسن بصرى متوفاى 110 هجرى با اين كه امام على عليه السلام ، امام حسن عليه السلام ، امام حسين عليه السلام ، امام سجاد عليه السلام و امام محمدباقر عليه السلام را درك كرد، در پوستين رياضت كشى خود فرو رفته و هيچ گاه ائمه اطهار را يارى نكرد. عبدالواحد بن زيد از اصحاب حسن بصرى، اولين كسى بود كه خانقاه كوچكى براى صوفيه ساخت و زمينه را براى ابراز وجود صوفيان قرن دوم و سوم مانند ابو هاشم كوفى، ذوالنون مصرى، معروف كرخى، ابراهيم ادهم، ابو حامد بلخى و محاسبى فراهم آورد. داود طايى متوفاى 165 قمرى خطاب به فرزندش چنين گفته است: اى پسر! اگر سلامت خواهى دنيا را وداع كن و اگر كرامت خواهى بر آخرت نيز تكبير گوى. وى آن قدر از دنيا اعراض كرد كه نان در آب مى ريخت و مى آشاميد تا خوردن و آشاميدن را يكى كند!
3ـ تماس مسلمانان با رهبانيان مسيحى: رهبانيت مسيحى هم بر صوفى گرى مسلمانان تأثيرگذار بود. حتى مسجد ضرار هم توطئه راهب مسيحى بود. توضيح اين كه: قبل از جنگ تبوك، عده اى از منافقين مدينه با مرد راهبى به نام ابو عامر ـ كه بسيار رياست طلب بود ـ بيعت كردند. ابو عامر، پس از فتح مكه به طائف گريخت و چون اهل طائف به اسلام گرويدند، به سوى شام و نزد امپراطور روم رفته و از آن جا به منافقين پيام فرستاد كه آماده شوند و مسجدى بنا نهند تا به كمك امپراطور روم، بساط رسول خدا در مدينه برداشته شود. منافقين در گام نخست در جهاد شركت نكردند و با نيرنگ از پيامبر تقاضا نمودند كه مسجد مدينه براى بيماران و پيرمردان دور است و لذا اقدام به ساختن مسجد ضرار كردند. پيامبر به جهت اهميت جنگ تبوك با آن ها برخورد نكرد و على عليه السلام را به جاى خود در مدينه گماشت. پيامبر صلى الله عليه و آله پس از مراجعت طبق آيه 107 سوره توبه به تخريب مسجد ضرار فرمان داد.
4ـ انتشار فلسفه يونانى و نو افلاطونى: تصوف در قرن سوم به جز زهد و ترك دنيا و رياضت كشى وارد فاز جديدى شد و به مباحث عرفانى مانند وحدت وجود، عشق، كشف و شهود، فنا و... پرداخت. اين رويكرد از فلسفه افلاطون و فلوطين و نو افلاطونيان كه در قرن سوم ترجمه شده بود بر صوفيان مسلمان تأثير گذاشت. جنيد بغدادى، با بهره گيرى از مفاهيم نو افلاطونى، قالب جديدى به تصوف بخشيد. به همين دليل، وى لباس پشمينه صوفيان اوليه را به دور انداخت و لباس معمولى به تن كرد و گفت: ليس الاعتبار بالخرقة انما الاعتبار بالخرقة (احتراق دل). متون اسلام، سرشار از مفاهيم اخلاقى و عرفانى ناب و خالص است. آيات قرآن، روايات و ادعيه اهل بيت عليهم السلام مانند صحيفه سجاديه، دعاى كميل، دعاى عرفه و مناجات شعبانيه براى سير و سلوك عرفانى ارايه گرديده است. پيش فرض هاى صوفيانه هندى، پاره اى از زاهدان و تاركان دنيا را گرفتار تفسير به رأى كرده و معانى ناصواب را بر واژگان قرآنى مانند زهد و دنيا و... وارد ساختند. فاصله گرفتن از معارف اهل بيت نيز بر اين انحراف فكرى و رفتارى افزود. تا اين جا روشن شد كه اولاً: تصوف و فرقه هاى صوفيه از اصالت عرفان اسلامى برخوردار نيست، زيرا كاملاً از هنديان و بودائيان و مسيحيان تأثير پذيرفته اند. ثانيا: تصوف در بهره ورى از آموزه هاى اسلامى هم گرفتار تفسير به رأى و تأويل گرايى شد. ثالثا: اسلام، آيين اعتدال است، زيرا «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً»(6) قرآن مى فرمايد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ»(7). «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ»(8). «وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللّهُ الدّارَ الآْخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللّهُ إِلَيْكَ»(9). بنابراين، افراط در ترك دنيا و رياضت كشى و بريدن از جامعه، مورد رضايت و پذيرش اسلام نيست. تعداد مشاهده :284
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4 |
||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|

استفاده از مقالات و اطلاعات موجود در سایت تنها در صورت ذکر نام نویسنده و آدرس محاکمه در روزنامه ها - مجلات - وب سایتها و وبلاگها مجاز می باشد