| عقاید اهل حدیث |
|
|
| نگارش یافته توسط ابوالفضل قوچانی | ||||||||
| 10 مهر 1387 ساعت 19:31 | ||||||||
|
«الرحمن علی العرش استوی» (سوره طه / 5) . 7 ـ خدا چهرهای دارد، ولی بدون کیفیت (بلا کیف) . چنانکه فرموده است: «و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام» (سوره رحمن / 26) . «روی پروردگارت باقی میماند که صاحب جلال و احترام است» . 8 ـ خدا دارای «دو دست» است بدون کیفیت. چنانکه میفرماید: «خلقت بیدی» (سوره ص / 75) «آدم را با دو دستم آفریدم» . و نیز میفرماید: «بل یداه مبسوطتان» (سوره مائده / 64) «بلکه دستهای او باز هستند» . 9 ـ خدا چشم دارد اما بدون کیفیت (). چنانکه فرمود: «تجری بأعیننا» (سوره قمر / 14) «زیر نظر ما (چشم ما) حرکت میکرد» . 10 ـ آن کس که گمان کند نامهای خدا غیر خدا است، او گمراه است. (اسم با مسمی یکی است) . 11 ـ خدا دارای علم است (علم او غیر ذات او است) . چنانکه میفرماید: انزله بعلمه» (سوره نساء / 166) . «کتاب خود را با علم خویش فرو فرستاد» . و نیز فرموده است: «و ما تحمل من أنثی و لا تضع إلا بعلمه» (سوره فاطر / 11): «هیچ مادهای آبستن نمیشود و نمیزاید مگر با علم او» . 12 ـ ما برای خدا، گوش و چشم ثابت میکنیم و هرگز آنها را نفی نمیکنیم، آن گونه که معتزله و جهمیه و خوارج نفی کردند. 13 ـ ما برای خدا قوه و نیرو ثابت میکنیم. چنانکه فرموده است: «اولم یرو ان الله الذی خلقهم هو أشد منهم قوة» (سوره فصلت / 15) . «آیا نمیبینید خدایی که آنان را آفریده، از ایشان نیرومندتر است؟» . 14 ـ ما میگوییم: کلام خدا مخلوق نیست و خدا چیزی را خلق نکرده است مگر این که به او گفت: «کن» ، پس آن هم وجود پذیرفت «فیکون» . چنان که میگوید: «انما قولنا لشیء اذا اردناه ان نقول له کن فیکون» سوره نحل / 40) . «گفتار ما به چیزی آنگاه که هستی او را بخواهیم. این است که «باش» ، پس آن چیز محقق میشود» . 15 ـ در زمین چیزی از خیر و شر نیست، مگر آن که خدا، آن را خواسته است و هر چیزی در جهان، با خواست خدا پدید میآید و کسی نمیتواند کاری را انجام دهد قبل از آن که خدا آن کار را انجام دهد. 16 ـ ما از خدا بینیاز نمیشویم و نمیتوانیم از قلمرو علم او بیرون بیاییم. 17 ـ آفریدگاری جز خدا نیست و اعمال بندگان، مخلوق خدا است. چنانکه میفرماید: «و الله خلقکم و ما تعلمون» (سوره صافات / 96) . «خدا شما را و آنچه را انجام میدهید، آفریده است» . بندگان خدا، توانایی بر آفریدن چیزی ندارند، در حالی که آنان مخلوقند. چنان که میفرماید : «هل من خالق غیر الله» (سوره فاطر / 3) . «آیا آفریدگاری جز خدا هست؟» (3). 18 ـ خداوند، به مؤمنان توفیق اطاعت داده و آنان را مشمول لطف خود قرار داده و اصلاح و هدایت کرده است و نیز، او، کافران را گمراه کرده و آنان را از هدایت خود محروم ساخته و نعمت ایمان را به آنان عطا نفرموده است و اگر چنین لطف و اصلاحی در حق آنان انجام میداد، آنان از صالحان بودند و اگر هدایتشان میکرد هدایت یافته بودند. چنانکه میفرماید : «من یهد الله فهو المهتدی و من یضلل فأولئک هم الخاسرون» (سوره اعراف / 178) . «هر کس را که خدا هدایت کند، او هدایت یافته و هر کس را گمراه کند، زیانکار است» . خدا میتواند کافران را اصلاح کند و ایمان را به آنان لطف بفرماید تا از مؤمنان گردند، ولی او خواسته است که آنان کافر باشند، چنان که دانسته و آنان را کمک نکرده و بر دلهای آنان مهر زده است (تا نور هدایت در آن وارد نشود) . 19 ـ خیر و شر و قضا و قدر، همه از خداست و ما به قضا و قدر و خیر و شر، و شیرین و تلخ، هر دو ایمان میآوریم و میدانیم، آنچه که به ما نرسیده، مقدر نبوده که برسد و آنچه به ما رسیده، ممکن نبوده که خطا برود و بندگان خدا برای خود زیان و سودی جز آنچه او بخواهد مالک نیستند. چنان که میفرماید: «قل لا املک لنفسی نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله» (سوره اعراف / 188) . «بگو، من برای خود سود و زیانی را مالک نمیشوم، جز آنچه را که خدا خواهد» . ما در کارهای خود به خدا پناه میبریم و نیاز و فقدان را برای خود در هر زمان، ثابت میدانیم. 20 ـ ما میگوییم: قرآن کلام خداست و آفریده نشده است و آن کس که قرآن را مخلوق بشمارد، کافر است. عقیده داریم که خدا در آخرت، با چشمها دیده میشود، چنان که ماه در شب چهاردهم رؤیت میگردد. مؤمنان، خدا را میبینند، چنان که در روایات رسول خدا آمده است، کافران از رؤیت خدا ممنوعند، تا آنگاه که مؤمنان، خدا را در بهشت میبینند. چنانکه میفرماید: «کلا انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون» (سوره مطففین / 15) . «چنین نیست، آنان در روز رستاخیز از (دیدن) پروردگار خود مستورند» . موسی ـ علیه السلام ـ از خدا خواست که در دنیا او را ببیند و خدا بر کوه تجلی کرد و آن را ویران گردانید، از این طریق به موسی تفهیم کرد که او در دنیا دیده نمیشود. 22 ـ عقیده داریم که نباید یک نفر از اهل قبه را به گناهی که مرتکب میشود تکفیر کنیم، مانند دزدی و میگساری، برخلاف خوارج که آنان مرتکب کبیره را کافر میدانند. 23 ـ میگوییم: اسلام وسیعتر از ایمان است و هر اسلامی ایمان نیست. 24 ـ معتقدیم، خدا دلها را دگرگون میکند و دلهای بندگان میان دو انگشت از انگشتان خدا است و خداوند، آسمانها و زمین را روی یک انگشت خود بر میدارد. چنان که در روایت از رسول خدا آمده است، (البته بدون اعتقاد به کیفیت) . 25 ـ معتقدیم، هیچ کس از اهل توحید و ایمان را نباید به بهشت و دوزخ محکوم کرد مگر کسی را که رسول خدا، به بهشتی بودن او گواهی داده است و نیز برای گنهکاران بهشت را امیدواریم و در عین حال میترسیم آنان در آتش معذب باشند. ما میگوییم: خداوند گروهی را پس از آن در آتش سوختند، به شفاعت پیامبر، بیرون آورد و این عقیده، نتیجه روایاتی است که از پیامبر آمده است. 26 ـ ما به عذاب قبر و حوض ایمان داریم. میزان، صراط و برانگیخته شدن پس از مرگ، حق است. و خدا بندگان را در قیامت نگه میدارد و به حساب مؤمنان میرسد. 27 ـ ایمان، گفتار و کردار، افزایش و کاهش میپذیرد و روایات صحیحه را در این مورد که افراد مورد اعتماد از رسول خدا نقل کردهاند، میپذیریم. 28 ـ پیشینیان را دوست داریم، آنان را که خداوند به شرف مصاحبت پیامبر برگزیده است و آنان را میستاییم، چنان که خدا ستوده است و همه آنان را دوست داریم. 29 ـ معتقدیم، پیشوای برتر پس از پیامبر، ابوبکر صدیق که رضوان خدا بر او باد، میباشد . خدا به وسیله او به اسلام عزت بخشید و او را بر مرتدان پیروز کرد و مسلمانان، او را برای امامت و پیشوایی برگزیدند، چنان که رسول خدا، او را برای نماز، مقدم داشت و همگی، او را خلیفه رسول خدا نامیدند. پس از او، عمر بن خطاب که رضوان خدا بر او باد و از آن پس، عثمان بن عفان که رضوان خدا بر او باد، خلیفهاند. و کسانی که او را کشتند، او رابه ظلم و عداوت کشتند. سپس علی بن ابیطالب، که رضوان خدا بر او باد، خلیفه رسول خداست . آنان، پیشوایان پس از پیامبر خدا هستند و جانشینی آنان، جانشینی از مقام نبوت است. گواهی میدهیم، به بهشتی بودن ده نفری که رسول خدا بر بهشتی بودن آنان، گواهی داده است و دیگر یاران رسول خدا را دوست داریم و زبان را از بازگویی اختلافاتی که در میان آنان رخ داده است، باز میداریم و معتقدیم که خلفای چهار گانه، خلیفههای راشد (هدایت یافته) و برتر بودند و کسی در فضیلت، با آنان برابری نمیکند. 30 ـ همه روایاتی را که میگوید: خدا به آسمان نخست فرود میآید، تصدیق میکنیم. و نیز این که او پس از فرود آمدن میگوید: «آیا سؤال کننده و یا استغفار کنندهای هست؟» و همچنین دیگر چیزهایی را که آنان (راویان) نقل کردهاند، تصدیق میکنیم. 31 ـ در مسائل اختلافی، به کتاب خدا و سنت پیامبر و اجماع مسلمین و آنچه که به اینها باز میگردد، اعتماد میکنیم. هرگز در دین خدا چیزی را که خدا به آن اذن نداده است، بدعت نمیگذاریم، و چیزی را که نمیدانیم به خدا نسبت نمیدهیم. 32 ـ معتقدیم که خدا روز رستاخیز میآید. چنانکه میفرماید: «و جاء ربک و الملک صفا صفا» (سوره فجر / 22) . «پروردگارت با فرشتگان صف کشان میآیند» . معتقدیم که خدا به بندگانش نزدیک است، هرگونه که بخواهد. چنانکه میفرماید: «و نحن اقرب الیه من حبل الورید» (سوره ق / 16) . «ما از رگ گردن به او نزدیکتریم» . و چنان که میفرماید: «ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی» سوره نجم / 8 ـ 9) . «نزدیک شد و سپس در آویخت، آنگاه به مقدار دو کمان یا کمتر، فاصله یافت» . 33 ـ نماز جمعه و نماز دیگر اعیاد و دیگر نمازها، از آیین ماست، چنان که نماز خواندن پشت سر هر نیکوکار و یا بدکاری جزء آیین ماست، زیرا روایت شده است که عبدالرحمن بن عمر، پشت سر حجاج بن یوسف نماز میخواند. 34 ـ مسح بر چکمه و جوراب در حضر و سفر جایز است. 35 ـ لازم میدانیم که برای رستگاری پیشوایان اسلام دعا کنیم و به پیشوایی آنان اقرار کنیم و کسانی که هنگام انحراف رهبران، شورش بر ضد آنان را لازم میدانند، گمراهند، و پیوسته خروج بر آنان (راهبران) را با قوه و قدرت انکار میکنیم و ترک قتال و نبرد را در فتنهها لازم میدانیم. 36 ـ معتقدیم که روزی دجال، خروج خواهد کرد، چنان که در روایات از رسول خدا آمده است . 37 ـ به عذاب قبر و سؤال منکر و نکیر ایمان داریم، این دو نفر از به خاک سپردگان سؤال میکنند. 38 ـ حدیث معراج را میپذیریم. 39 ـ بسیاری از رؤیاها را صحیح میدانیم و معتقدیم که آنها تعبیری دارند. 40 ـ دادن صدقه از طرف مردگان و دعا برای آنان را صحیح میدانیم و معتقدیم که عمل ما به آنان سود میرساند. 41 ـ تأثیر سحر و ساحر در این دنیا را میپذیریم و میگوییم، سحر واقعیت دارد. 42 ـ معتقدیم، هر کس از اهل قبله مرد، باید بر او نماز گزارد، خواه نیکو کار باشد یا بدکار. چنانچه به قانون ارث ایمان داریم. 43 ـ معتقدیم که بهشت و دوزخ آفریده شدهاند. 44 ـ میگوییم هر کس بمیرد یا کشته شود، به اجل خود مرده و کشته شده است. 45 ـ روزی افراد از جانب خدا است که به بندگان خود روزی میدهد، حلال باشد یا حرام. 46 ـ ما بر خلاف معتزله و جهمیه، معتقدیم که شیطان، انسان را وسوسه میکند و در دل او شک ایجاد میکند و به او آسیب میرساند. چنانکه میفرماید: «الذین یأکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذین یتخبطه الشیطان من المس» (سوره بقره / 275) . «کسانی که ربا میخورند، از جای بر نمیخیزند، مگر مانند کسی که شیطان او را آسیب رسانده است» . و نیز میفرماید: «من شر الوسواس الخناس الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنة و الناس» (سوره ناس / 4 ـ 6) . «بگو از شر هر وسوسهگر فریبکار که در سینههای مردم وسوسه میکند، از جن و انس (به خدا پناه میبرم)» . 47 ـ معتقدیم، خدا صالحان را به آیاتی که برای آنان آشکار میسازد، اختصاص میدهد. 48 ـ عقیده ما درباره کودکان مشرکان، این است که خدا در سرای دیگر آتشی را برای آنان بر میافروزد، سپس به آنان میگوید: داخل آتش شوید. هر کس از آنان داخل شود، آتش برای او سرد و سلامت میگردد. و هر کس ابا ورزد، معذب میشود. 49 ـ معتقدیم، خدا میداند که بندگان، چه کارهایی را انجام میدهند و به کجا میروند، آنچه را واقع شده و واقع میشود میداند و نیز میداند آنچه واقع نشده اگر واقع میشد چگونه بود، اینها برای او معلوم است. 50 ـ معتقدیم که باید از پیشوایان اطاعت کرد. و برای مسلمانان خیرخواه بود. 51 ـ لازم میدانیم که از بدعتگزاران و هواپرستان جدا شویم. پینوشتها: .1 اهل حدیث، در این آیه، «استواء» را به معنای استقرار میگیرند، نه بمعنای استیلاء و تسلط. چیزی که هست، برخی از آنان برای پرهیز از تشبیه و تجسیم میگویند: خدا بر عرش استقرار دارد ولی کیفیت آن برای ما معلوم نیست. .2 این واژه (بدون کیفیت)، در کتابهای کلامی اشاعره، پس از طرح صفات خبری مانند «وجه» و «ید» ، زیاد بکار میرود و گاهی از آن با کلمه «البلکفه» که مصدر جعلی بلا کیف است، تعبیر میکنند و این برای فرار از تشبیه است. و حاصل این که میگویند: خدا چهره و دست و پا دارد ولی نه با کیفیتی که بشر دارد. ولی هرگز در توصیف خدا به این صفات را تأویل و مجاز را نمیپیمایند بلکه این الفاظ را بابیان معانی لغوی آن بکار میبرند؛ فقط مدعی هستند که کیفیت آن برای ما معلوم نیست. .3 در اینجا به آیات دیگری که از نظر مضمون، با آیه وارده در متن، یکی است، استدلال کرده است، مانند آیههای 17 و 20 سوره نحل و 35 طور. تعداد مشاهده :143
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4 |
||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|

استفاده از مقالات و اطلاعات موجود در سایت تنها در صورت ذکر نام نویسنده و آدرس محاکمه در روزنامه ها - مجلات - وب سایتها و وبلاگها مجاز می باشد