|
فايده اين تحليل چيست؟ كمترين فايده آن آگاهي از نقش دشمنان اسلام بويژه تشيع در سرمايه گذاري و صرف بودجه براي ايجاد تفرقه وپراكندگي دربين مسلمانان واز بين بردن اصل اتحاد،ونيز اطلاع از ميزان بهره گيري آنها به لحاظ سياسي واجتماعي وديگر مقوله ها از اوضاع نابساماني كه ايجاد كرده اند است.
چون اين فرقه نمونه اي از همان برنامه هاي سرمايه گزاري شده آنهاست وآنها نيز همچون مادري كه از كودكش مواظبت مي كند از اين فرقه مواظبت وحمايت مي كنند.حال با تحليل جاعه شناختي از اين فرقه خلي از مسائل روشن ميشود. نقشه تمامي دشمنان اسلام بويژه تشيع كه درعرصه سياسي واجتماعي آنها تنش ايجادشده بود برمحورحمايت از فرقه هاي نوظهور در اسلام بنا نهاده شده كه اين از ابتداي قرن سيزدهم هجري به طور گسترده شروع شد. يك نويسنده معاصر كه در موضوع (بهائيت درايران) تحقيق جامعي انجام داده است نيمه دوم قرن سيزدهم هجري را از ديد جامعه شناسي سياسي چنين توصيف نموده است: اقتدار سياسي شيعه كه در دوره قاجار درايران ودربين عموم مردم حاكم بود با روند مقابله اي واضح وآشكارروبرو شده بود. نقطه كليدي در انديشه سياسي مذهب شيعه مقام نيابت عامه امام زمان (ع) است كه براي مراجع وفقهاي خود قائلند. وامتياز اين نوع تفكر آنست كه به شيعه اجازه مي دهد كه در هرعصر وزماني حكومت مورد نظر وبرپايه اعتقاد خويش را ايجاد كند. معصوم ندانستن نواب عام امام زمان (ع) وپيروي از اعلم واعدل فقها ضمن انتخابي بودن مرجع وامكان تغييرآن در هرعصر وزماني ضامن اجرايي خوبي براي محفوظ ماندن اسلام از مديريت جامعه اسلامي توسط افكار نادرست وبرداشت هاي شخصي است. انتخابي بودن،مردمي بودن وامكان تغيير مرجع و ولي فقيه با سلب عدالت يا اعلميت از او موجب حفظ دين ومديريت آن از كج انديشي ها وناتواني ها ست.واين تا زماني است كه نيابت عام مطرح شود اما به محض آنكه نيابت عام به خاص تبديل شد ديگر انتخاب ،تغيير وحتي سرپيچي از آراي نائب خاص مطرح نمي شود.چون اين شخص احكام وفرمان هاي خود را به امام زمان نسبت مي دهد واز جانب او حكم مي كند گوئيا خود حضرت زمام امور را به دست دارد.لذا هرگونه تعبير وتفسير از دين ازطرف اين شخص امكان پذير است كه اين موجب بحران درحاكميت ومحتواي دين ميشود ودر دراز مدت نيزباعث سرخوردگي از دين وجدايي دين از سياست مي شود.(البته لازم به ذكر است كه نواب خاص هر امام از هر لحاظ مورد اعتماد وتوثيق آن امام بوده است ودر بين مردم نيز تكيه گاه خوبي از جهت دين ومعنويت بوده اند.واين افراد با حكم خود امام بطوري كه همه مردم مطلع باشند به اين منصب مي رسيدند كه در برخي موارد اين حكم مدت زمان كمي را در بر مي گرفت كه آنهم بسته به شرايط آن زمان از هر لحاظ بوده است كه مورد توجه خاص امام آن زمان قطعا بوده است.لذا در زمان حضور سوء استفاده از اين موهبت امكان پذير نبوده است.) در گرايشي مثل شيخي گري (مؤسس اين فرقه استاد شخصي بود بنام سيد محمد شيرازي موسس بابيت ) كه از لحاظ سياسي تشكيل حكومت ديني با مشكل روبرو است با انگشت گذاشتن بر حساس ترين نقطه باور سياسي تشيع در زمان غيبت كبري كه منشاء اقتدار روحانيت شيعه است سعي در تضعيف وحتي ابطال عقايد شيعي بطور واضح جلوه مي نمايد. آنها در راستاي بي اعتبار نمودن اصل نيابت عامه امام زمان (ع) تلاش بسياري مي كنند تا بعد با نسخ اسلام از طرف افرادي ناباب وخام همچون سيد محمد علي شيرازي (كه به دستور امير كبير اعدام شد) وميرزا حسينعلي نوري ( بها ) روند نابودي اسلام را كامل كنند. در مكتب اسلام (شيعه يا سني ) بطور كلي براي تفسير متشابهات يا تشكيل دولت اسلامي ومديريت آن وجود قشري به نام فقها را در نظر گرفته اند كه در انديشه هاي باب وبها علاوه بر آنكه جايي وجود ندارد بلكه با وجود آن مخالفت شده است تا حدي كه وجود اين قشر در بهائيت ممنوع اعلام شده است. به همين دليل جدائيان از فرقه پوچ شيخيه در دامن فرقه ضاله بابيت گرفتار شدند(به بهره برداري سياسي باب از عقايد نو ويا عدم آن در اين مقوله توجه نمي كنيم چون مبحثي جدا مي طلبد گر چه رد پاي دولت روس در ايجاد وحمايت از اين عقايد ديده مي شود وبه تبع آن حمايت انگليس ،امريكا واسرائيل كه قصد شكستن اقتدار ايران كه از اقتدار تشيع نشئت گفته بود بسيار روشن است.) درمكتب بهائيت درهر برهه اي از زمان رهبري نو ظهور مي كند با عقايد شخصي (بسته به منافع خود واربابان حاميش همچون انگليس وامريكا واسرائيل) جديد كه اين هم در گفتار محمدعلي باب وعده داده شده آنجا كه وعده پيامبران جديد ومن يظهره الله را به مردمان خامش داده است. براي جلوگيري از متلاشي شدن اين فرقه وكم شدن طرفداران اين قوم گهوار گردان اين نوزاد به فكر چاره اي افتاد ودرزمان شوقي افندي تشكيلات اين مكسلك بصورت حزب در آمد تا درسطح بين الملل هم اعتبار خود را از دست ندهد. بهائيت در زمان پهلوي: درزمان شاه بي لياقت ايران مناصب مهم كشوري ولشگري به دست بهائيان افتاده بود كه طبق ديكته دولت هاي استعماري عمل مي نمودند وشاه همچون مترسكي در صدر ايران گاه گاهي،نطقي مينمود كه آنهم ديكته غرب بود واز خود هيچ اختياري نداشت.مدارك مسلم وقطعي وجود دارد كه اين گفتار را ثابت مي كند سيطره آنها بر مراكز مهم وپرسود اقتصادي موجب آن شده بود كه به راحتي به ترويج بهائيت پرداخته وبيت العدل را دراجراي برنامه هاي خود كمك كند. ارتشبد حسين فردوست رئيس دفتر اطلاعات ويژه شاه ورئيس دفتر بازرسي او كه معاونت ساواك را هم به عهده داشت درمورد تعامل نظام شاه با بهائيان حرفهاي جالبي گفته است او ازعان دارد كه شاه از حضور بهائيان در مناصب مهم مطلع بود وحتي خود او اسدالله صنيعي كه يك بهائي معروف بود را آجودان مخصوص خود كرد. پزشك مخصوص دربار شخصي جز تيمسار عبدالكريم ايادي نيست كه با اين منصب به شاه نزديك شد وبعد از جلب اعتماد او رابطه اش را از ديدار در هر هفته 3روز به ديداردرهر روز گسيل داد وبطور كلي در كليه ساعات فراقت شاه از زمان بيداري صبح تا خواب شب همراه او بود. نكته بسيار جالبي كه ارتشبد حسين فردوست بيان مي كند آنست كه مي گويد اين بهائياني كه من ديدم اصلا احساس ايرانيت نداشتند و اين بسيار واضح بود كه جاسوس بوده وخائن به آب وخاك ايران بوده اند.صفت مشترك اكثر بهائيان خوش خدمتي به بيگانه وپشت كردن به ملت ومردم وآب وخاك خويش است كه اين مهم در گذشته ودر حال حاضر خود را بسيار واضح نشان مي دهد. تعداد مشاهده :1477 | ارسال به دوست
|
- لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
- درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
- لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
- فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
- به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
|
Host By : IraniNic.com -IraniNic.com |