| تنزه طلب از سياست |
|
|
| نگارش یافته توسط حسین رضوی | ||||||||
| 19 مهر 1387 ساعت 16:41 | ||||||||
در عرصه سياسي ايران، گروههاي مختلفي را ميتوان سراغ گرفت که تصويري مبهم و رازآلود از خود به افکار عمومي ارائه ميدهند. طيف مدرسه حقاني، تشکيلات سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، انجمن بازار و جمعيت مؤتلفه، جامعه مدرسين حوزه عمليه قم و نيز برخي حلقههاي سياسي که بر مبناي زادگاه و پايگاه اعضاي خود شکل گرفتهاند مانند خراسانيان، گروه اصفهانيها و دايره کرمانيها از اين جملهاند.
با اين همه، وقتي نام «انجمن حجتيه» مطرح ميشود، ابهامي به ذهن ميآيد که با هيچکدام از گروههاي پيش گفته قابل مقايسه نيست. تشکلي که ظاهراً سياسي نيست اما همه جريانات سياسي از آن تبري ميجويند. جرياني که اهداف اعلام شدهاش کاملاً ديني است اما بيشترين حجم انتقاد را از سوي جريانهاي مذهبي متحمل ميشود. گروهي که 20 سال است فعاليتهاي خود را تعطيل اعلام کرده، اما هر طيفي به زباني و هر صاحب تريبوني به نحوي نسبت به نفوذ آن هشدار ميدهد و خواستار برخورد با فعاليتهاي آن ميشود. تصويري که از انجمن حجتيه ارائه ميشود، دقيقاً اختاپوس است. ظاهراً اين اختاپوس مطرود است اما آن ضرر که گويندگان چپ و راست روايت ميکنند، در هر منفذي چاپي و در هر دستگاهي کنامي دارد. داستان انجمن حجتيه هنگامي بيشتر به يک افسانه نزديک ميشود که هر از چندگاه هشدارهاي شديدي نسبت به دور جديد فعاليت اين گروه از منابر و جرايد سر داده ميشود، اما اين هشدارها در نيمه راه متوقف ميماند و تا نوبتي بعد، نامي از حجتيهايها و کار و بار آنها به گوش نميرسد. اين مسئله باعث شده تا (حجتيه) هر چند به عنوان يک معضل معرفي ميشود، اما در عمل، کارکردي در حد «انگ سياسي» پيدا کند تا هر جرياني، طرف مقابل خود را به آن بنوازد و همگرايي جناح مخالف با اين جريان را خطرناک تعريف کند. اين در حالي است که بسياري از فعالان سياسي امروز کشور سابقه همکاري با انجمن حجتيه را دارند. شايد دليل اين امر، انديشههاي مذهبي است که انجمن به تبليغ آن ميپرداخت و در جو محدود مذهبي و به شدت بسته سياسي در سالهاي 32 تا 57 ميتوانست براي جوانان مذهبي جذاب باشد. اين جذابيت پنهان هنگامي خود را آشکار ميکند که توجه کنيم افرادي نظير «اکبر پرورش» و «سيدهاشم آقاجري» که سالهاست در دو قطب مخالف سياسي _ فکري قرار دارند، فعاليت خود را از بستر انجمن حجتيه آغاز کردهاند و سپس، از آن برديدهاند. انجمن حجتيه خود نيز در شرايطي به وجود آمد که اميد نسبت به توفيق اقدام سياسي در رژيم سابق با کودتاي 28 مرداد و سقوط دولت مصدق تا حد زيادي رنگ باخته بود. از اين رو، فضاي رواني و توجيهي مناسبي براي اقدامات فرهنگي مهيا شد که شکلگيري گروههايي با ظاهر مذهبي صرف نظير انجمن حجتيه را نيز به دنبال داشت. اين انجمن که نام کامل و رسمي آن «انجمن خيريه حجتيه مهدويه» است مقارن با روزهاي پس از کودتاي 28 مرداد شکل گرفت. مؤسس اين گروه، مرحوم «شيخ محمود ذاکرزاده تولايي» است که به نام «شيخ محمود حلبي» شناخته ميشود. کتاب «در شناخت قاعدين زمان» (1) چهار نظر متفاوت را درباره چگونگي شکلگيري انجمن حجتيه ذکر ميکند. (2) به نوشته کتاب، «برخي بر اين عقيدهاند که در سالهاي پيش از 28 مرداد 1332 که تبليغات وسيعي براي انحراف افکار عمومي توسط بهاييت به ويژه عليه روحانيت و حوزهها راه افتاد، آقاي حلبي که در حوزه مشهد درس ميخوانده به همراه طلبه ديگري به نام سيدعباس علوي توسط يک مبلغ بهايي به بهاييت تبليغ ميشوند و اينها که با پديده ناشناختهاي روبهرو ميشوند و چند ماهي از وقت خود را در مطالعه بهاييت صرف ميکنند و سرانجام سيدعباس علوي ... بهايي ميشود و به عنوان يکي از مبلغين بهاييت کتابهايي هم در اثبات آن مينويسد و آقاي حلبي با مشاهده اين مسئله، بهاييت را خطر بزرگي تشخيص ميدهد و با برقراري تماس با افراد گول خورده از بهاييت، راهيابي به جلسات تبليغي آنها و مناظره و مباحثه با آنان و مطالعاتي که کرده بود، کمکم در بحثها تبحر پيدا ميکند که آقاي محمدتقي شريعتي و آقاي اميرپور از همکاران ايشان بودند. سپس آقاي حلبي به تهران آمده و جذب نيرو ميکند و اطلاعات و تجربيات بحثي خود را منتقل ميکند و چون بهاييت علني و با پرچم فعاليت ميکرد و خطر آن نزد علما منعکس شده بود، پس از يکسري موفقيتها، آقاي حلبي و دوستانش مورد حمايت علما قرار گرفتند و علما اجازه استفاده از سهم امام (ع) را نيز دادند. نظر ديگري نيز در اين زمينه وجود دارد که ميتواند از زاويه «انگيزه تداوم» فعاليتهاي انجمن حجتيه جالب توجه باشد. بنابراين نظر، پس از شکست نهضت ملي، «تبليغات بهاييت نضج گرفت و گروهي را که در بينشان طلبه نيز بود از جمله همحجرهاي آقاي حلبي را جذب کردند. لذا بهاييت در ذهن شيخمحمود حلبي بزرگ جلوهگر شد و به اين نتيجه رسيد که بايد سياست را ول کرده و دست به انجام اقدامات فرهنگي زد» اين نظر که بر «ول کردن سياست» توسط حلبي و تشکيلاتي متبوع او اشاره دارد، در سالهاي نخست پس از پيروزي انقلاب، بارها از سوي چهرههاي سياسي مذهبي که با اقدامات انجمن حجتيه مخالف بودند، مورد استفاده قرار گرفت. انقلابيون از يک سو، حضور افراد بهايي نظير هويدا از نخست وزيران شاه در ساختار حکومت پيشين را يادآور ميشدند و از سوي ديگر، به جدايي انجمن حجتيه از مسائل سياسي و توجه صرف آن به مباحث ايدئولوژيک و فکري در مقابله با بهاييت اشاره ميکردند و بدين ترتيب، نه تنها اقدامات آن را زير سؤال ميبردند، بلکه گاه انجمن را به «متکي بودن آن به رژيم شاه» متهم ميساختند. با اين حال، انتقاد غالب در ميان انقلابيون حاکم نسبت به حجتيه آن بود که اين جريان، مبارزه سياسي با رژيم شاه را نميپذيرفت و در مقابل، با جذب بخشي از جوانان مذهبي از پايگاه مبارزان مذهبي و روحانيون سياسي ميکاست. اين تحليل غالب را آقاي هاشمي رفسنجاني چنين ارائه داده است: و [سران انجمن حجتيه] مبارزه را بد ميدانستند. معتقد بودند که حکومت اسلامي خالص در زمان امام زمان ميتواند شکل پيدا کند و چون حالا نميشود، پس نتيجه ميگرفتند که خوب است مبارزه نکنيم با رژيم و با آنها بسازيم ... رژيم از اينگونه کارها [اقدامات انجمن] خوشش ميآمد. چون اين کارها خيلي به رژيم برخورد نميکرد و يک مقدار از نيروها را مشغول ميکرد. لذا اين کارها را حمايت ميکرد. آنها هم براي اينکه کارشان را بتوانند بکنند به افرادشان دستور داده بودند که در کارهاي سياسي دخالت نکنند و مبارزه را ممنوع کرده بودند ... در سراسر کشور هم شبکه اينها باز شده بود ... بزرگترين خاصيت اينها براي رژيم اين بود که اينها نيروها را جذب ميکنند ... ميدان مبارزه خالي ميشد.» فقدان انديشه و سوابق مبارزاتي در نزد سران انجمن حجتيه نکتهاي بود که در سالهاي نخست پس از پيروزي انقلاب مورد اشاره انقلابيون حاکم قرار ميگرفت. اين امر، به ويژه پس از آن شدت يافت که انجمن علاوه بر تداوم فعاليت با اصلاح اساسنامه خود در اوايل سال 58، آمادگي خود براي «خدمت به ارگانها و نهادها»ي انقلابي را اعلام کرد. در بخشي از متمم اساسنامه که در اين سال افزوده شد، آمده است: «انجمن با آرمان تداوم نظام جمهوري اسلامي تا ظهور موفورالسرور حضرت بقيهالله ارواحناه فداه، خود را در زمينههاي سياسي و اجتماعي به پيروي از رهنمودهاي رهبري عاليقدر انقلاب موظف دانسته هر خدمتي را که از عهدهاش برآيد، مجدانه انجام خواهد داد ... افراد انجمن ميتواند به شخصه در هر گونه فعاليت هاي سياسي، نظامي يا اجتماعي که تحت اشراف يا مورد تأييد مراجع عظام شيعه باشد، شرکت نمايند، طرح چنين مطالبي که در واقع، اعلام آمادگي انجمن حجتيه براي حضور در حاکميت بود، انتقاد و گاه، خشم انقلابيون حاکم را برميانگيخت. اظهارات «محمدعلي رجايي» رئيسشهيد جمهوري اسلامي، نمونهاي آشکار از اين انتقادهاست: «آن موقعي که برادران و خواهرانمان زير شکنجه فرياد ميکشيدند، اينها ميرفتند ثابت کنند که بهاييت باطل است و دقيقاً در مقابل مبارزه قرار گرفته بودند. [حالا هم] باز دوباره سر و کلهشان پيدا شده، جلسه تشکيل ميدهند و حرف ميزنند. انحراف، قطعي و صد در صد است» موضوع ديگري که در انتقادهاي انقلابيون حاکم از انجمن حجتيه مورد توجه قرار ميگرفت، شک و ترديد نسبت به تبعيت اين جريان از امام خميني به عنوان ولي فقيه بود. پيروي انجمن حجتيه در سالهاي قبل از انقلاب از مشي آيتالله خويي و نزديکي با کساني که مدتي پس از انقلاب در صف مقابل امام خميني تعريف شدند اين شک و شبهه را تقويت ميکرد. ضمن آنکه در اساسنامه انجمن نيز هر جا نامي از امام خميني ميآمد، عبارت «تأييد و حمايت مراجع عاليقدر دامت برکاتهم» نيز در عرض آن به چشم ميخورد. اين ترديدها هنگامي براي انقلابيون حاکم تبديل به يقين شد که مرحوم حلبي از سوي حزب خلق مسلمان به عنوان کانديداي اصلح در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسي معرفي شد. اختلاف ديگر انقلابيون با انجمن حجتيه، سکوت يا بيطرفي اين گروه در جريان اختلافات و درگيريهاي جريان موسوم به خط امام با گروههايي نظير نهضت آزادي و دولت بنيصدر بود که آن زمان «ليبرالها» خوانده ميشدند. اين سکوت يا بيطرفي به تغيير استراتژي انجمن حجتيه در سالهاي پس از انقلاب مربوط ميشد. انجمن در اين دوره، با طرح اين مطلب که خط بهايي کاهش يافته، مقابل فکري _ سياسي با مارکسيسم و جريان چپ را پيگري ميکرد. انقلابيون اين رويکرد حجتيه را همانند ضديت آن با بهاييت در سالهاي قبل از انقلاب در برابر مبارزات «ضد آمريکايي» خود تفسير ميکردند. «محمد موسوي خوئيني» عضو کنوني مجمع روحانيون مبارز و مدير مسئول روزنامه توقيف شده «سلام» که در آن زمان در صف اول رهبران جريان خط امام قرار داشت و در ميان دانشجويان نيز از نفوذ برخوردار بود، در اينباره طي گفت و گويي با کيهان گفته است: «مگر مارکسيسم قبل از پيروزي انقلاب غلط نبود؟ آنموقع هم غلط بود. چرا آن موقع اينها دست به يقه مارکسيسم نميشدند يا آن موقع قلم و زبانشان بريده بود و شکسته بود؟ ... آدم حس ميکند که اين جريان يا ناخودآگاهانه يا آگاهانه براي اينکه خطر [ليبرالها] _ آن دشمن اصلي که جريان اصيل انقلاب آن را خطر معرفي ميکند _ آن را ميخواهد تحتالشعاع قرار بدهد.» مجموعه اين مسائل به اوجگيري انتقادها از انجمن حجتيه در سالهاي 60 و 61 انجاميد. قدرت گرفتن تدريجي انجمن حجتيه و مواضع آن به آنجا رسيد که امام خميني در سخنراني خود به مناسبت عيد فطر در سال 62 به تلويح از اقدامات و انديشههاي اين گروه انتقاد کردند که همين سخنان، منجر به اعلام تعطيلي تشکيلات انجمن حجتيه شد. براي آشنايي بهتر با ماوقع، متن کامل اطلاعيه را درپي آوردهايم:
بسمالله الرحمنالرحيم اعضاي محترم انجمن حجتيه مهدويه خدمتگذاران آستان مقدس حضرت بقيهاللهالاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفدأ. با ابلاغ سلام و تقديم مراتب مودت به اطلاع ميرساند: روز سهشنبه 21 تيرماه جاري (عيد سعيد فطر) رهبر عاليقدر انقلاب اسلامي حضرت نائبالامام آيتالله العظمي امام خميني مدظله العالي در بخشي از بيانات مبسوطه خويش فرمودند: «يک دسته ديگر هم که تزشان اين است که بگذاريد که معصيت زياد شود تا حضرت صاحب بيايد، حضرت صاحب مگر براي چي ميآيد؟ حضرت صاحب ميآيد معصيت را بردارد. ما معصيت ميکنيم که او بيايد؟ اين اعوجاجات را برداريد، اين دستهبنديها را براي خاطر خدا، اگر مسلمانيد، و براي خاطر کشورتان، اگر ملي هستيد، اين دستهبنديها را برداريد. در اين موجي که الآن اين ملت را به پيش ميبرد، در اين موج خودتان را وارد کنيد و برخلاف اين موج حرکت نکنيد که دست و پايتان خواهد شکست.» در پي اين فرمايش شايع شد که طرف خطاب و امر مبارک اين انجمن است. اگرچه به هيچوجه افراد انجمن را مصداق مقدمه بيان فوق نيافته و نمييابيم و در ايام گذشته، به خصوص از زماني که حضرت ايشان با صدور اجازه مصرف انجمن از سهم امام عليهالسلام اين خدمات ديني و فرهنگي را تأييد فرموده بودند، هيچ دليل روشن و شاهد مسلمي که دلالت بر صلاحديد معظمله به تعطيل انجمن نمايد، در دست نبود. معذلک در مقام استغفار برآمديم. البته تماس مستقيم ميسر نگشت. لکن با تحقيق از مجاري ممکنه و شخصيتهاي محترمه موثقه و با به قراين کافيه محرز شد که مخاطب امر معظمله، اين انجمن ميباشد لذا موضوع توسط مسؤولان انجمن به عرض مؤسس معظم و استاد مکرم حضرت حجتالاسلام و المسلمين آقاي حلبي دامت برکاته رسيد، فرمودند: «در چنين حالتي وظيفه شرعي در ادامهي فعاليت نيست، کليه جلسهها و برنامهها بايد تعطيل شود» عليهذا همانگونه که بارها کتباً و شفاهاً تصريح کرده بوديم، بر اساس عقيدهي ديني و تکليف شرعي خود، تبعيت از مقام معظم رهبري و مرجعيت و حفظ وحدت و يکپارچگي امت و رعايت مصالح عاليه مملکت و ممانعت از سوء استفاده دستگاههاي تبليغاتي بيگانه و دفع غرضورزي دشمنان اسلام را براي ادامه فعاليت و خدمت مقدم دانسته، اعلام ميداريم که از اين تاريخ، تمام جلسهها و خدمات انجمن تعطيل ميباشد و هيچکس مجاز نيست تحت عنوان اين انجمن کوچکترين فعاليتي کند و اظهارنظر يا عملي مغايرِ تعطيل نمايند که يقيناً در پيشگاه خداي متعال و امام زمان (سلامالله عليه) مسؤول خواهد بود. با اين اميد که تلاشها و کوششهاي صادقانه انجمن در سي ساله اخير مقبول ساحت قدس الهي و مرضي خاطر مقدس بقيهاللهالاعظم _ ارواحنا فداه _ قرار گرفته باشد. از خداي متعال عزت و سربلندي مسلمانان به ويژه شيعيان اثني عشري و ذلت و سرافکندگي کافران و منافقان و طول عمر امام امت و پيروزي رزمندگان اسلام را خواستاريم. انجمن خيريه حجتيه مهدويت دوازدهم شوال 1403 _ يکم مردادماه 1362
هر چند انجمن حجتيه به طور رسمي در سال 62، فعاليتهاي خود را تعطيل اعلام کرد اما طي دو دهه اخير، بارها در محافل حوزوي و حتي عرصههاي سياسي و امنيتي نام اين گروه به عنوان جرياني تأثيرگذار و ذينفوذ مطرح شده است. با اين حال، چهرههاي سياسي که در سالهاي اخير نسبت به تجديد حيات انجمن حجتيه هشدار ميدهند، در اين موضوع متفقالقول هستند که انجمن عملاً از اوايل دهه 60 تا پايان دوران حيات امام خميني به شدت تضعيف شده بود و اگر هم فعاليتهاي پيدا و پنهاني داشت، تأثيرگذار نبود. اين در حالي است که در دور جديد هشدارها نسبت به فعاليت انجمن حجتيه، به نفوذ اين جريان در عرصههاي مختلف حوزوي و سياسي اشاره ميشود. پس از آنکه يک روزنامه محافظه کار صبح تهران از تشديد فعاليت اين انجمن در قم و تلاش براي نفوذ در حوزه علميه اين شهر و نيز تشديد اختلافات مذهبي ميان شيعه و سني خبر داد، اين بحث فراگير شد. بلافاصله پس از آن بود که «محمدعلي ايازي» از روحانيون اصلاحطلب قم و عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه اين شهر از دستگيري عدهاي توسط نيروهاي اطلاعات تحت عنوان «اختلاف افکني مذهبي» خبر داد اما از ارتباط آن با انجمن حجتيه، ابراز بياطلاعي کرد. با فراگير شدن بحث، وزراي کشور و اطلاعات نيز در هفته دولت نسبت به اين مسئله واکنش نشان دادند. وزير اطلاعات نيز دستگيري «عوامل اختلاف افکن مذهبي» در قم را تأييد کرد و آنان را مرتبط با انجمن حجتيه دانست. اين در حالي است که به گفته «هادي قابل» رئيس جبههي مشاركت قم در ماههاي اخير، به جز دو روحاني اصلاحطلب که به اتهام پخش اطلاعيهاي مجعول و منتسب به سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در اين شهر دستگير شدهاند، مورد ديگري وجود نداشته است. ضمن آنکه اين دو متهم نيز يکي دو هفته بعد آزاد شدند. انتشار اخبار متناقض در اين زمينه، باعث شد تا کميسيون امنيت ملي مجلس اوايل مهرماه معاون وزير اطلاعات در امور فرقهها و اديان را فرا بخواند تا اطلاعات دقيقتري کسب شود. قرار بود از جلسه معاون وزير اطلاعات با اعضاي کميسيون امنيت مجلس، خبري به بيرون درز نکند اما «کيهان» يک روز پس از اين جلسه، به نقل از منابع خبري خود که آنها را معرفي نکرد خبر داد که در اين جلسه، معاون وزير از «ائتلاف انجمن حجتيه با نهضت آزادي» سخن گفته است. مبناي اين ادعا آن بود که انجمن حجتيه و نهضت آزادي از دو زاويه متفاوت به دنبال جدايي دين از سياست هستند. «کيهان» ميکوشيد اين خبر را مبنايي براي پروژهاي تازه تحت عنوان «ارتباط طيفي از اصلاحطلبان با انجمن حجتيه» قرار دهد. اما واکنش اعضاي کميسيون امنيت مجلس اين جنگ رواني تازه را ناکام گذارد. «محسن ميردامادي» رئيس کميسيون امنيت مجلس با بيان اينکه «موضوع نهضت آزادي اصلاً در جلسه مطرح نشد» افزود اطلاع دارد و ميداند که انجمن اين افراد را پناهگاهي قرار داده تا برنامههاي خود را به پيش ببرد. «علي تاجرنيا» عضو ديگر کميسيون و نماينده مشهد _ شهري که پايگاه اصلي انجمن حجتيه محسوب ميشود _ با لحني صريحتر به سايت اينترنتي «رويداد» گفت که انجمن مورد حمايت بخشهايي از قدرت قرار دارد. به گفته او: همين حمايت باعث ميشود که اشراف وزارت اطلاعات بر انجمن بينتيجه بماند و در «فاز قضايي» رسيدگي به تخلفات اين جريان، متوقف شود. «هادي قابل» رئيس جبهه مشارکت قم معتقد است که در حال حاضر جريانهاي متعددي وجود دارند که گرچه تحت نام حجتيه فعاليت نميکنند، اما عملکردي مشابه آن دارند و گاه آسيبهايي را متوجه دين و کشور ميسازند. اين اتفاقات در حالي رخ ميدهد که پس از درگذشت مرحوم شيخ محمود حلبي در اواسط دهه 70، انجمن حجتيه رهبران تازهاي براي خود انتخاب نکردهاند، هر چند که منابع آگاه خبر ميدهند کارکردهاي اين تشکل مذهبي، رويکردي کاملاً سياسي پيدا کردهاند. تحولي که برخي صاحبنظران آن را در چارچوب کلي، گرايش نيروهاي سنتگراي ديني که مخالف هرگونه دخالت در سياست بودند، به سوي بنيادگرايي ديني صورتبندي ميکنند. به نظر ميرسد، امروز اگر با «حجتيههاي جديد» روبهرو نباشيم، دست کم با «انجمن حجتيهاي متفاوت» مواجهيم ...
پينوشتها 1_ باقي پس از انتشار اين کتاب، از آن تبري جست و بر تحول در افکار خود نسبت به اين موضوع يا چاپ مقالهاي در روزنامه جامعه تأکيد کرد. 2_ از ميان نظرات طرح شده در کتاب، دو نظر به شدت «توطئه محور» مينمايد و به نظر ميرسد که تحت تأثير اختلافات جريان خط امام با حجتيه در آن سالها مطرح شده که از آنها صرفنظر شد. تعداد مشاهده :214
Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4 |
||||||||
| < بعد | قبل > |
|---|

استفاده از مقالات و اطلاعات موجود در سایت تنها در صورت ذکر نام نویسنده و آدرس محاکمه در روزنامه ها - مجلات - وب سایتها و وبلاگها مجاز می باشد