• Narrow screen resolution
  • Wide screen resolution
  • Auto width resolution
  • Increase font size
  • Decrease font size
  • Default font size
  • red color
  • default color
  • green color

سينما و صهيونيسم (قسمت دوم) چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط سید ایلیا   
24 مهر 1387 ساعت 08:46

"خداوند به ما امت برگزيدهاش آوارگي را به مثابه يك نعمت الهي عطا كرده است و اين مسئله كه همه آن را ضعف ما پنداشتهاند در واقع قوت ماست.همين آوارگي اكنون ما را در آستانه سلطه جهاني قرار داده است." آنچه بيان شد فرازي از يازدهمين پروتكل جهاني يهود است كه به وجود نوعي نظام تقديري در ساحت عالم اشاره دارد.نگاه تقديري به نظام هستي از مشخصه هاي آيين يهود است و صهيونيسم بين الملل همچون طراري كه چهره در وراي نقاب دين پوشانده، همواره اين نگاه تقديري و اسطورهاي آيين يهود را به نفع خويش بكار گرفته است.

با مرور اجمالي"پروتكلهاي جهاني يهود"به سهولت ميتوان دريافت كه صهيونيسم بين الملل به هدفي كمتر از تصاحب كامل دنيا و تشكيل حكومت واحد جهاني نميانديشد و براي نيل به اين مقصود،ترويج خرافات ديني را بعنوان يكي از راهكارهاي اساسي خود برگزيده است. سوء استفاده از برخي فرازهاي تحريف شده كتاب تورات و ترويج اين خرافات از طريق فيلمهاي سينمايي از همان آغاز در دستور كار صهيونيسم بين الملل قرار داشته و همين امر حجم گستردهاي از فيلمهاي ظاهرا ديني(ولي در باطن خرافي)را در تاريخ سينماي جهان پديد آورده است.
مقصود از"خرافات ديني"شوائبي است كه آدمي بر مبناي تخيل نفس اماره به ساحت لايزال دين منتسب ميدارد و اين شوائب خيالي را عين حقيقت ميانگارد. حال آنكه دين،جلوهاي از حقيقت رحمان است و خرافات،زاييده مكايد شيطان.انگار تقدير عالم اينگونه است كه همواره در كنار هر اعجاز موسايي، سامري طراري به ساحري برخيزد و دعوي قادري كند.امروز در اردوي صهيونيسم،هيچ ساحري برتر از سينما و هيچ سحري مهيبتر از خرافات ديني نميتوان يافت. خرافات ديني يهود متكي بر چند ركن است كه هر يك تا كنون بارها دستمايه آثار سينمايي گوناگون قرار گرفته و بعضاً به اديان ديگر(از جمله آيين مسيحيت) نيز تسري يافتهاند
.

ركن اول: نگاه خرافي يهود نسبت به مفهوم شيطان است.بر اساس اين نگرش،شيطان مفهومي اهريمني است كه با قدرتي مخوف و ويرانگر در برابر اراده پروردگار قد علم ميكند و با كمك پيروانش نسل آدمي را در معرض نابودي قرار ميدهد.در آن گروه از آثار سينمايي كه شيطان را از اين منظر به تصوير كشيدهاند،انسان بره بيپناهي است كه به چنگال شيطان اسير شده و هيچ امدادي از جانب پروردگار به او نميرسد.لازم آدمي در نبرد نابرابر با شيطان يكه و تنهاست و اميدي هم به امداد الهي ندارد و اگر دارد سرانجام به نوميدي بدل خواهد شد.در اين مهلكه،اراده خود او يا انسانهاي ديگر تنها سرمايهاي است كه ميتوان به آن اميدوار بود.در سينماي كلاسيك،شيطان بر اساس تقديري ازلي در زماني معين از زندان دوزخي خود رها ميشود و براي انتقام گرفتن از نسل بشر معمولا در كالبد يك انسان حلول ميكند.گاهي كودكان معصوم و خردسال را بعنوان ميزبان خود برميگزيند و زماني جسم سياستمداران يا كشيشان را تسخير ميكند و آنان را به انجام اعمال شيطاني وا ميدارد.به تدريج پيروان شيطان، گرد ميزبان شيطان صفت جمع ميشوند و حلقه شيطان پرستان شكل ميگيرد.بر اساس اين باور خرافي،شيطان براي انجام شرارت محتاج كالبد آدمي است و هر گاه انسان ميزبان كشته شود يا اينكه بصورت داوطلبانه خودكشي كند،شيطان كالبد انساني خود را از دست خواهد داد و ناگزير دستش از آزار آدميان كوتاه خواهد شد. در اين صورت شيطان دوباره به زندان باستاني خود باز ميگردد و در انتظار فرصتي ديگر براي نابودي نسل بشر باقي ميماند. اين باور خرافي و كودكانه تا كنون دستمايه آثار سينمايي متعددي قرار گرفته كه فيلمهايي نظير:"جن گير"،"طالع نحس"،"پايان روزگار"،و"وكيل مدافع شيطان"از آن جملهاند.ولي در تمامي اين موارد يك سئوال همچنان بدون پاسخ باقي ميماند: راستي اگر شيطان آن همه قدرتمند است كه ميتواند در مقابل اراده الهي سركشي كند و نسل انسان را براندازد،پس براي انجام شرارتهاي خود چرا اينگونه محتاج كالبد آدمي است؟البته سينما براي اين سئوال پاسخي ندارد. از ديگر خرافههاي صهيونيستي كه به سينما راه يافته:"افسانه آخر الزمان"و پيشگوييهاي مروط به آن است كه در فيلمهايي نظير: "نوستر آداموس"،"آرماگدون"و"روز استقلال"،"ردپايي از آن ميتوان يافت.بر اساس اين افسانه، فاجعهاي عظيم حيات بشري را تهديد خواهد كرد و آخرين نبرد خير و شر در جغرافياي خاصي از زمين به وقوع خواهد پيوست.وسعت فاجعه آن همه است كه انسانها از مقابله با آن در ميمانند و نااميدانه به هوشمندترين و شجاعترين نژاد بشري(يعني آمريكاييها)پناه ميبرند! آمريكاييهاي خوش قلب هم معمولاً با راهنمايي يك دانشمند يهودي به كام خطر ميروند و با عمليات متهورانه خود زمين را از خطرنابودي ميرهانند.گاهي هم در راه انجام اين مأموريت مقدس يك يا چند شهيد تقديم جامعه بشري ميكنند!حاصل آنكه در پايان اكثر اين فيلمها بيننده از همه جا بيخبر، همصدا با تمامي اقوام و پيروان اديان،خداوند را به واسطه نعمت حضور آمريكايي هاي شجاع و يهوديان دانا بر روي كروه خاكي سپاس ميگويد!چرا كه آنان فرشتگان نجاتاند و اگر نباشند،نسل آدمي از صحنه گيتي برخواهد افتاد! مهمترين تأثير اين گروه از فيلمهاي خرافي آن است كه حس اعتماد به نفس را در مخاطبين جهان سومي نابود ميسازد و همزمان اعتماد و انقياد نسبت به صاحبان اصلي دنيا را(كه به زعم

اين فيلمها آمريكاييان و يهوديان هستند)ترويج مينمايد.در صورت مشاهده مكرر اين قبيل فيلمهاي خرافي،مردم جهان سوم ظاهراً به آمريكا و باطنا به صهيونيسم بين الملل حق ميدهند كه چند صباحي در اين عالم فاني حكومت و سروري كنند!زيرا وقتي فاجعه عظمي بروز كند،همينها هستند كه بايد به داد مردم دنيا برسند و نسل انسان را از خطر نابودي برهانند!بد نيست بدانيم همين پيام سياسي در پارهاي از فيلمهاي طنز سينماي هاليوود نيز لحاظ شده است.مثلا در فيلم"مريخ حمله ميكند"مريخيها كه موجودات مسخره و در عين حال سنگدلي هستند،كره زمين را به

اشغال خود در ميآورند و از آنجا كه هيچ سلاح بشري بر آنها كارگر نميافتد،به سهولت تمامي تمدنها را بر مياندازند و حتي رئيس جمهور آمريكا را طي اقدامي ناجوانمردانه ميكشند!در همين اوضاع آشفته،يك بازيگر يهودي هاليوود(سيلويا سيدني) در نقش پير زني فرتوت و از كار افتاده كه در آسايشگاه سالمندان بستري است،به همراه نوه خود راه حل جالبي پيدا ميكنند.آنها به فراست در مييابند كه مريخيها طاقت شنيدن نوع خاصي از موسيقي را ندارند و به محض شنيدن آن مغزهايشان منفجر ميشود!لذا موسيقي را در اختيار ارتش آمريكا ميگذارند و سربازان آمريكايي هم با همين سلاح،دشمن را نابود ميكنند و تمدن بشري را از خطر نابودي ميرهانند.يادمان باشد كه همين مضمون ظاهرا طنز،پيش از اين نيز در سينماي هاليوود تكرار شده و در يكي از موارد،صداي"الويس پريسلي"يهودي مهاجمين فضايي را نابود كرده است!حاصل آنكه:هميشه يهوديان ناجي بشريتاند و ساير اقوام و ملل،طفيل هستي آنان محسوب ميشوند. خرافه ديگري كه صهيونيستها آن را در قالب سينمايي مصادره به مطلوب كردهاند،مسئله"ظهور ناجي"و"سفر به سرزمين موعود" است.اما ناجي اين قبيل فيلمها نه آن منجي است كه بشريت در انتظار اوست.صهيونيستها در سيري تاريخي،نخستين ناجي خود را"داود نبي"ميدانند كه به زعم ايشان پهلوان اسطورهاي قوم يهود است و هم اوست كه عشيره بني اسرائيل را از ستم جالوت سنگدل ميرهاند.به همين دليل نيز ستاره شش پر منتسب به داود را به عنوان علامت مقدس و سمبل خويش برگزيدهاند. دومين ناجي قوم يهود"موساي نبي"است كه احكام دهگانه شريعت يهود را از جانب خدا براي قوم بني اسرائيل آورده و آنها را

از رنج بردگي فرعون نجات داده است.ارادت صهيونيستها به حضرت موسي عليه السلام نه به واسطه مقام نبوت،كه به دليل احراز مقام منجي و در پي آن پادشاهي بر قوم بني اسرائيل است.لذا از او نيز با رويكردي نژاد پرستانه ياد ميكنند. از نظر صهيونيستها،يهوديان پيش از آنكه پيروان يك آيين الهي تلقي شوند،يك ابر نژادند و به همين دليل نيز در مواقع عسرت و سختي،ناجي ديگري از ميان آنها ظهور ميكند و ايشان را به "سرزمين موعود"ميبرد.از آنجا كه فرزند اولين ناجي قوم يهود (سليمان فرزند داود نبي)تمام دنيا را به تسخير خود در آورد، صهيونيسم بين الملل نيز فرمانروايي بر ملك سليمان را حق طبيعي خود ميداند و به همين دليل هم داعيه سلطنت بر تمامي دنيا را دارد.لذا افسانه"نيل تا فرات"تنها مقدمهاي بر نقشههاي جهاني صهيونيسم و قوم يهود است. "موسي"عليه السلام نيز(بعنوان دومين ناجي)،قوم بني اسرائيل را از ستم فرعون رهايي بخشيد و از دريا عبور داد و سرانجام ايشان را با خود به سرزمين موعود برد.از آن تاريخ،يهود در انتظار سومين ناجي خويش است. البته از آن تاريخ تا امروز منجيان كوچكتري ظهور كردهاند.مثلاً ويل دورانت در مجموعه"تاريخ تمدن"،"كريستف كلمب"را يك يهودي پرتغالي الاصل ميداند كه به منظور كاستن از مصايب يهوديان در اروپاي قرن پانزدهم،سفري مقدس را در جستجوي ارض موعود آغاز كرد و در نهايت به آمريكا رسيد!به همين دليل صهيونيستها آمريكا را سرزمين موعود خود ميدانند و شهر نيويورك نيز از دير باز بعنوان پايتخت صهيونيسم بين الملل شناخته شده است. بر مبناي همين الگوي اساطيري،هاليوود تا كنون سفرهاي اسطورهاي بسياري را به تصوير كشيده و سينماي اروپا نيز به رقيب آمريكايي خود تأسي كرده است.فيلمهايي نظير:مجموعه"اينديانا جونز"،"دنياي آب"،"سفر به غرب وحشي"،"دون فيتز كارالدو" و"خوشههاي خشم"بر مبناي همين الگوي روايي ساخته شدهاند. همچنين فيلم مشهور"ماتريكس"با رويكردي نمادين به اساطير كهن قوم يهود،قصه ظهور منجي و سفر به آرمانشهر يهود(سرزمين زايان-zayan)را دوباره به تصوير ميكشد.ناگفته نماند كه "زايان"يا همان"صهيون"نام كوهي مقدس در بيرون از شهر اورشليم است كه صهيونيستها نام آن كوه را بر آيين خويش نهادهاند.در فيلم"ماتريكس"دنيا اسير تاريكي است و تنها چند انسان آزادي خواه در يك زير دريايي اسرار آميز كه به كشتي نوح نسب ميبرد،با اين دنياي تاريكي در ستيزند.مقصد زير دريايي همان آرمانشهر"زايان"است كه فقط ناخدا و رهبر گروه(كاپيتان مورفي)نشاني دقيق آن را ميداند.ولي مورفي بدون امداد يك منجي نميتواند بر امپراطوري ماتريكس غلبه كند و اين بار منجي يا پيامبر جديد را از بين متخصصين كامپيوتر بر ميگزيند! "نئو"در حقيقت همان"نيوكرايست-NEW CHRIST"يا مسيح جديدي است كه بر خلاف عيسي مسيح عليه السلام،(كه يهوديان او را كذاب ميدانند)نه از ميان پارسايان،كه از بين تكنسينها انتخاب ميشود!در نتيجه پيامبر آخر الزمان بجاي آنكه "تئوريسين"باشد،يك"تكنسين"است.
در ادامه فيلم،مورفي طي آموزشهاي سخت،تمام تكنيكهاي نبرد با ماتريكس را به پيامبر جديد خود ميآموزد و از او يك ماشين كشتار جمعي ميسازد.در پايان فيلم،هنگامي كه مورفي توسط اسميت(كه تمثيلي از شيطان مدرن است)اسير شده و براي افشا كردن نشاني شهر"زايان"تحت شكنجه قرار گرفته،منجي قهرمان به همراه دستيار مؤنثش با كوله باري از سلاحهاي آتشين از راه ميرسند و در نبردي سخت و نابرابر،طومار امپراطوري ماتريكس را در هم ميپيچند. كلام آخر آن كه صهيونيسم بين الملل با ترويج خرافات از طريق سينما،به نوعي جهاني سازي اسطورهاي دست زده و قصد آن دارد تا باورهاي خرافي خود در زمينه:"شيطان"،"پايان دنيا"،"ظهور منجي يهود"،"سفر به سرزمين موعود"و"تشكيل امپراطوري جهاني"را به ساير اقوام و اديان نيز تسري ميدهد. براي نيل به اين مقصود،نخستين گام بزرگ نمايي قدرت شيطان است.ترس از قدرت شيطان مقدمه شيطان پرستي است و هر كه از شيطان در هراس باشد در حقيقت بندگي او را گردن نهاده است. قران مجيد در اين باب ميفرمايد:"همانا شيطان ياران خويش را ميترساند،پس اي مؤمنان،اگر به خدا ايمان داريد از شيطان نهراسيد و تقواي مرا پيشه سازيد".راز غلبه بر شيطان نترسيدن از اوست و صهيونيسم با ترساندن مخاطبين سينمايي خود از شيطان در حقيقت پرستش خود را رواج ميدهد!همانگونه كه سامري در ميقات چهل روزه موسي،ساحري پيشه كرد و گوساله پرستي را رواج داد...خدا كند موساي عقل زودتر از اين ميقات چهل روزه باز گردد و كيد سامري بر ملا سازد
.

3-رواج فساد و خشونت : بگذار ملت آمريكا براي يك بار بفهمند كه اين نه يك انحطاط طبيعي،بلكه توطئه حساب شده و ويرانگري است كه ما را احاطه كرده است... اين جملهاي است كه"هنري فورد"آمريكايي قريب هشتاد سال پيش در روزنامه مشهور"بورن اينديپندنت" نوشت و آمريكاييان را از سقوط در منجلاب فساد مادي و انحطاط اخلاقي بر حذر داشت.او در سلسله مقامات معروف خود از جريان سازماندهي شده و نظام مندي سخن گفت كه تدريجا با ترويج ليبراليسم اخلاقي و تساهل اعتقادي،جامعه آن روز آمريكا را به سمت فساد و تباهي سوق ميداد.در حقيقت هدف او آن بود كه ملت آمريكا را از خطر شكل گيري امپراطوري فرهنگي و اقتصادي يهود در اين كشور آگاه سازد و بر اين باور بود كه يهود بين الملل به حكومت بر آمريكا اكتفا نكرده و در صدد برپايي حكومت جهاني است."هنري فورد" با تيزبيني خاص خود دريافته بود كه مسئله يهود در آمريكا به قلمرو سياست و اقتصاد محدود نميشود و ساحات فرهنگ و هنر و رسانههاي جمعي را نيز در بر ميگيرد.فورد،سينماي آمريكا را ماهيتاً يهودي ميدانست و آن را مهمترين و مؤثرترين ابزار تبليغي يهوديان بر ميشمرد.او بر اين باور بود كه يهوديان از طريق سينما سعي در تخريب و انهدام ارزشهاي اخلاقي و مباني اعتقادي جامعه آن روز آمريكا را دارند. "هنري فورد"در كتاب معروف خود تحت عنوان"زندگي و كار من"اينگونه مينويسد: "در اين كشور جريانهاي مشخص و صاحب نفوذي مشاهده ميشوند كه به نحو محسوس در ادبيات،سرگرميها و رفتار اجتماعي،كاستي و فساد به بار ميآورند.تجارت از سلامت ذاتي خويش دور مانده و كوچك شمردن معيارها و اصول اخلاقي به نحو فراگير در همه جا احساس ميشود.اين كه اين اعمال نفوذهاي مخرب همگي به سر چشمه نژادي واحدي باز ميگردند،واقعيتي است كه بايد آن را جدي تلقي نمود.ما مدعي

آن نيستيم كه حرف آخر را در خصوص يهوديان مقيم آمريكا بيان داشتهايم،بلكه صرفا نفوذ كنوني يهود را در اين كشور توصيف ميكنيم.مخالفت ما صرفاً با انديشههاست. انديشههاي دروغيني كه بنيه اخلاقي ملت ما را تضعيف ميكنند. اين انديشهها از منابعي سرچشمه ميگيرند كه به سهولت قابل شناسايياند و صرفاً از طريق افشاگري و آگاه ساختن افكار عمومي جامعه ميتوان از پيشرفت آنها جلوگيري كرد.كافي است مردم ما بياموزند چگونه سرچشمه و ماهيت نيروهاي تأثير گذار بر محيط خويش را باز شناسند.بگذاريد ملت آمريكا براي يك بار بفهمند كه اين نه يك انحطاط طبيعي،بلكه توطئه حساب شده و ويرانگري است كه هم اكنون ما را احاطه كرده است. "هنري فورد در كتاب خود بر سنتها و سجاياي اخلاقي و اعتقادي نژاد انگلو ساكسون تأكيد ميورزد و آن را پايگاه مطمئني براي مقابله با توطئه جهاني يهود ميداند.
شكي نيست كه"فورد" با طرح اين مسئله همان خطايي را مرتكب ميشود كه خود او يهود را به آن متهم ساخته است. اما چنين به نظر ميرسد كه تأكيد او بر نژاد آنگلوساكسون در واقع دفاع از سنن و فضايل اخلاقي و اعتقادات مثبت و سازندهاي است كه وي در اين نژاد بشري متبلور دانسته و بر اين باور است كه در روند مقابله با ترويج فساد، فحشا، بيبند و باري و در يك كلام مبارزه با ليبراليسم اخلاقي يهود،ميتوان بر اين ارزشهاي نهادينه شده در نژاد انگلو ساكسون تكيه كرد. امروز قريب هشتاد سال از انتشار مقالات افشاگرانه"هنري فورد" در جرايد آمريكا ميگذرد و مع الاسف بسياري از پيش بينيها و هشدارهاي او به جامعه آمريكا محقق شدهاند.دولت اسرائيل در سرزمين اشغال شده فلسطين ايجاد شده و عملاً زمام سياستهاي داخلي و خارجي آمريكا را در دست گرفته است.آنگونه كه ميتوان مدعي شد آمريكا بعنوان بازوي قدرتمند صهيونيسم در سطح جهان عمل ميكند.اخلاقيات ملت آمريكا آنچنان رو به زوال رفته است كه صاحبنظران اجتماعي و انديشمندان ديني به كلي از آينده اين ملت قطع اميد كردهاند.موسيقي جاز و بيريشه كه برخي كارشناسان آن را بر گرفته از موسيقي"ييديش" يهوديان ميدانند،در تمامي زواياي جامعه آمريكا (و از جمله سينماي هاليوود)رخنه كرده و روان پريشان جوانان غربي را به تسخير خود در آورده است.
گروههاي موسيقي جاز و راك كه زماني با چند ستاره يهودي(نظير:"الويس پريسلي"و"رينگو استار")به دنياي غرب معرفي شدند،با گذشت چهار دهه به چنان شهرت و اعتباري دست يافتهاند كه هم اكنون نسل جوان آمريكا "مايكل جكسون"يهودي را از تمام مقدسين كليسا برتر ميدانند. در دهه شصت ميلادي گروه موسيقي بيتلها از سر مزاح اعلام كرده بود كه از خدا نيز معروفتر است و امروز گروههاي موسيقي شيطان پرست عملا بيرق جنگ با خدا بر افراشتهاند.اشتياق جنون آميز نسل جوان آمريكا به اين نوع خاص از موسيقي را در فيلم "ديترويت شهر موسيقي راك"به وضوح ميتوان ديد.انگار سر رشته تمامي امور از دست متصديان فرهنگ عمومي جامعه رها شده و از والدين آمريكايي هم كاري ساخته نيست.براي درك عمق اين فاجعه،كافي است فيلمهاي چند دهه قبل هاليوود را در كنار توليدات امروز آن قرار دهيم و با يك مقايسه كوتاه زوال ارزش هاي اخلاقي انسان غربي را به وضوح ببينيم. در سينماي امروز هاليوود،روابط جنسي ميان نوجوانان آمريكايي و به تبع آن تولد فرزندان نامشروع و مشكلات اجتماعي ناشي از اين پديده سوژهاي جذاب و در عين حال كاملا طبيعي تلقي ميگردد.در اين قبيل فيلم ها،حتي والدين نوجوانان فريب خورده نيز از رفتار فرزندانشان چندان متعجب نميشوند و بيشتر نگران هزينه نگهداري از نوههاي نامشروع خويشاند.امروز صهيونيسم حاكم بر هاليوود هيچ حريمي را محترم نميشمارد و مقدسترين شئون اجتماعي را(حتي در حوزه دين و كليسا)به تمسخر ميگيرد.در فيلمهاي دهه اخير هاليوود:پدران متجاوز،مادران خيانتكار،دختران فريب خورده،پسران منحرف و حتي كشيشهاي شيطان پرست فراواناند.عشرتكدههاي هاوايي و قمارخانههاي لاس و گاس به لوكيشنهاي دائمي و محبوب فيلمهاي آمريكايي تبديل شدهاند و قصه بسياري از فيلمهاي هاليوود در اين فضاهاي لبريز از گناه اتفاق ميافتد. در روزگاري كه پول به نخستين ارزش انسان غربي تبديل شده، سينماي هاليوود نيز تمامي ارزشهاي اخلاقي را در مسلخ پول قرباني ميكند.در قاموس هاليوود،فيلم ارزشمند،بايد پول ساز باشد و براي پول ساز بودن يك فيلم بايد بر نقاط ضعف مخاطبين آن انگشت نهاد و پستترين غرايز و تمنيات نفساني انسان غربي را به خود او نشان داد.سينماي هاليوود تشنه پول است و اين تشنگي را به مخاطبين خود نيز تسري ميدهد.افسوس كه عطش پول درمان ناپذير است و آتش آن به هيچ آبي فرو نمينشيند.در آينه جادوي هاليوود جوان آس و پاسي بر سر ميز قمار يك شبانه ميليونر ميشود و حسرت و دريغ ميليونها بيننده جوان را بر ميانگيزد. همزمان خانواده او در دريغ ميليونها بيننده جوان را بر ميانگيزد. همزمان خانواده او در مسابقه لاتاري شركت ميكنند و بليت طلايي را از پيرمرد بيماري كه از شوق برنده شدن در مسابقه سكته كرده،ميربايند!در تمام اين صحنههاي پر زرق و برق،بينندگان نيز در لذات روياي اين خانواده خوشبخت شريك ميشوند و مثل آنان دل و دين به پول ميبازند.حال آنكه در پشت صحنه فيلم، فيلمسازان صهيونيست به ساده دلي مخاطبين خويش ميخندند. در هشتمين پروتكل صهيونيسم جهاني اينگونه ميخوانيم: "ما حكومتمان را با دنيايي از متخصصان علم اقتصاد احاطه خواهيم كرد.به همين دليل علم اقتصاد مهمترين موضوع آموزشي است كه توسط يهوديان تعليم داده ميشود.
كهكشاني از بانكداران، صاحبان صنايع،كارخانه داران،كاپيتاليستها و خصوصاً ميليونرها ما را احاطه خواهند كرد، زيرا عملاً همه چيز با توسل به ارقام تعيين خواهد شد. با مرور همين چند سطر در مييابيم كه از چه رو سينما طي اين همه سال در تعيين الگوهاي مصرف و هنجارهاي اقتصادي مخاطبين خويش همواره پيشقدم بوده است. "خشونت"آفت ديگري است كه از نخستين سالهاي پيدايش سينما با اين"هنر-صنعت"قرين بوده و امروز صهيونيستها اين همزاد ديرين سينما را نيز به نفع مقاصد خويش بكار گرفتهاند. تهيه كنندگان صهيونيست هاليوود در پي سالها تجربه به فراست دريافتهاند كه"خشونت"و"وحشي گري"عليرغم زشتي باطن و نتايج تلخ آن،بر روي پرده سينما ظاهري جذاب و شيرين دارد و همين ظاهر جذاب و فريبنده فيلمهاي چند دهه اخير را از خشونت و كشتار لبريز كرده است.بينندگان اين گروه از فيلمها در حين تماشاي صحنههاي خشونت بار،از لذتي حيواني لبريز ميشوند و در دل شخصيتهاي جنايتكار فيلم را تحسين ميكنند. اين فيلمها معمولاً ظاهري مقبول و منطقي دارند.بر اساس يك كليشه رايج،موجود شريري قانون را نقض ميكند و مرتكب جنايتي فجيع ميشود.متقابلاً قهرمان فيلم كه طرفدار حق و عدالت است واكنش نشان ميدهد و با خشونتي مشابه،موجود شرير و همدستان او را از بين ميبرد ولي در هر دو حالت اين خشونت است كه تقديس ميشود و تحسين مخاطب را بر ميانگيزد. بسياري از فيلمهاي ظاهرا خشن واجد صبغههاي سياسي نيز هستند و در لايههاي زيرين خود،هدف و سياست خاصي را دنبال ميكنند.بعنوان مثال در فيلم"هواپيماي رئيس جمهور"يك بازيگر مشهور و البته يهودي الاصل هاليوود، در نقش رئيس جمهور آمريكا ظاهر ميشود.گروهي تروريست مسلح هواپيماي رئيس جمهور را ميربايند و خانواده و همراهان رئيس جمهور را به اسارت ميگيرند.رئيس جمهور آمريكا با آنكه ميتواند به تنهايي بگريزد، داوطلبانه در هواپيما باقي ميماند و طي نبردي نابرابر و خونين، دشمن را شكست ميدهد و خانواده و همراهانش را از چنگ تروريستها آزاد ميكند.در پايان ماجرا هم بيننده از همه جا بي خبر،رئيس جمهور آمريكا را تحسين ميكند و او را بعنوان رهبر دنياي جديد ميستايد! در فيلم ديگري گروهي تروريست مسلمان،يك هواپيماي خطوط هوايي آمريكا را همراه با مسافرين آن ميربايند و با بمب اتمي كه پيشاپيش در هواپيما جا سازي كردهاند عازم پايتخت آمريكا مي شوند،تا طي اقدامي انتحاري دولت آمريكا را نابود كنند.رفتار تروريستهاي مسلمان با مسافرين بيپناه هواپيما،بسيار خشن و بيرحمانه است.
آنها حتي به خود نيز رحم نميكنند و هر مخالفتي را با گلوله پاسخ ميگويند.سياستمداران انسان دوست آمريكايي كه نميتوانند هواپيما را با مسافرين آن نابود كنند،يك گروه ويژه كماندويي را(كه دو بازيگر معروف يهودي در آن ايفاي نقش مي كنند)به داخل هواپيما ميفرستند و اين گروه ويژه طي عملياتي متهورانه تمامي تروريستهاي مسلمان را ميكشند،بمب اتمي را خنثي ميكنند و هواپيما را سالم بر زمين مينشانند.باز هم آنچه باقي ميماند خاطره شجاعت و نوع دوستي آمريكاييهاي ضد تروريست است!
امروزه رد پاي سكس،پول پرستي و خشونت را در فيلمهاي خانوادگي و آثار ويژه كودكان نيز ميتوان ديد. ظاهراً استوديوهاي هاليوود ديگر هيچ حريمي را محترم نميدارند و در صدد جهاني ساختن ضد ارزشهاي اخلاقي خويشاند.كلام آخر آن كه صهيونيسم بين الملل در عرصه سينما با سوء استفاده از سه قوه شهويه،و هميه و غضبيه انسان در صدد ترويج مفاسد اخلاقي، غفلت و پول پرستي و خشونت بر آمده در تمامي اين موارد،منافع سياسي خود را دنبال كرده است.ديگر در آستانه قرن بيست و يكم، اين بازي به مراحل پاياني خود نزديك ميشود.با يك مرور كوتاه بر مندرجات پروتكلهاي جهاني صهيونيسم به سهولت ميتوان دريافت كه بسياري از نابسامانيهاي كنوني عالم،صورت تحقق يافته همان برنامههايي است كه قريب يك قرن پيش تئوريسينهاي صهيونيسم طراحي كردهاند.ولي آينده را هوشياري مردم امروز خواهد ساخت.سحر سامري تنها مردم جاهل را ميفريبد و آغاز حكومت عقل پايان پادشاهي تزوير سامري است
.
تعداد مشاهده :308

  اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
متن نظر :*



کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4

 
< بعد   قبل >

نظرسنجی

کدام قسمت از محاکمه را بیشتر می خوانید؟
 

ثبت مطالب کاربران

خبرنامه

با وارد ساختن آدرس پست الکترونیکی خود به جمع مشترکین سایت محاکمه بپیوندید




گفتگوی آنلاین

گفتگوی آنلاین با مدیران سایت محاکمه

محمود قوچانی
حجت الاسلام سید مجید طاهری
ارتباط زنده با ابوالفضل قوچانی
حجت الاسلام عبدالله حق جو

امکانات کاربر

 
 

نسخه متنی محاکمه