|
ابن عبري نصيريه را فرقة شيعة غالي ذكر ميكند و ارنست رنان نصيريه را مصغّرنصارا (مسيحيان كوچك) ميداند.
مورخان معاصر نصير را يك ايراني تبار كه نام كاملش محمد بن نصير نميري بكريعبدي متوفاي (270 ه . ق / 883 / م) ميدانند كه كنيهاش اباشعيب است. گفتهميشود كه وي احتمالاً در بصره يا بدنيا آمده است و بعدها به خاطروابستگياش به قبيله بنو نمير عرب با عنوان نميري شناخته شد. وي همزمان با امامعسگري (ع) در شهر سامرا زندگي ميكرد.
لوئي ماسينيون، معتقد است كه نصيريان سابقاً نميري ناميده ميشدند و از زمانخصيبي متوفاي (346 ه. ق - 957 / م) نصيري ناميده شدند.
از جمله كساني كه معتقدند اهل حقهاي ايراني تابع نصير ميباشند آيه اللّه سيّدموسي زنجاني رجال شناس بزرگ معاصر ميباشد. «مينورسكي» نيز اهلحقّ رامشتق شده از مذهب شيعه دانسته كه سرانجام منجر به وجود آمدن يك سيستممذهبي مجزا شد.
ديگري دين اهلحقّ را تركيبي از اديان «مهرپرستي» و زرتشتي و هندوئيزممينامد. و «ايليا پاولويچ پطروشفسكي» محقق روسي آن را از غلات شيعهميداند.
پس معلوم شد كه اهل حقها پيروان محمد بننُصير نميري بصري از اصحاب امامعليالنقي (u) هستند كه در اثر مرور زمان دچار تحّولاتي شدند.
محمّد بن نصير در تاريخ و در كتابهاي اهل حق
فرقة اهلحقّ را در گذشته علاوه بر دين ياري، طايفه دلفان، نصيريه و... ناميدهاند .(شايد اين تغيير نامها براي گم كردن رد پاي آنها در تاريخ باشد) منشأ اين فرقه به عمد ويا غير عمد بر اكثريت مردم اهلحقّ پوشيده مانده است و از لابلاي كتب خطياهلحقّ به منتسب به قرون گذشته، مشخص ميشود كه اهل حقهادر ابتدا پيروشخصي به اسم نُصير بوده چنانچه در يكي از اين كتب خطي كه توسط قاسم افضليمنتشر شده، چنين آمده است.
اي واللّه و دين نصيرتان بو اي راكة راسي صد خيرتان بو
اي واللّه به دين نصير باشد در اين راه راست صد خير براي شما باشد
همچنين در كتاب كلام شيخ امير قزوينهاي كه مورد قبول بزرگان اهلحقّ است ازنُصير نام برده شده است. منابع اهل حقها گويند نصير غلام امام علي(u) بودهاست. امّا اهل تحقيق وجود چنين غلامي را براي امام (u) تأييد نكرده و حقيقتمطلب اين است كه وي از اصحاب امام علي النّقي است زيرا نام امام دهم نيز علي بودهاست با مراجعه به تاريخ و روايات و كتب رجال مييابيم كه شخصي به نام محمّد بننصير بصري كه گاهي هم با لقب الفهري آمده داري عقايدي كه فرقة اهلحقّ به آنمعتقد است ميباشد و دربارة وي چنين نوشتهاند.
وي پس از سريعي (يكي از ملعوناني كه لعنت نامه از ناحية مقدسه بر عليه ويصادر شد) ادعاي نبوّت براي خود و ربوبيت براي امام علي النّقي (u) داشت و خودرا پيامبري از جانب امام دهم (u) ميدانست او قائل به الحاد و غلّو و تناسخ بود. پساز وفات امام حسن عسگري (u) ادعاي جانشيني براي خود داشت و گناهان راحلال ميدانست كه از جملة آنان لواط بود و خود نيز مفعول واقع ميشد. دو لعنت نامهعليه وي صادر شده است.
در اولين لعنت نامه سعد از العبيدي نقل كرده است كه امام عسگري (u) نامهايبه من نوشت و در آن از الفهري (محمّد ابن نصير الفهري) و حسن بن محمّد بابا قميبيزاري جسته و همة پيروان خود را از آنها بر حذر داشته و آن دو را لعنت نموده و آن دورا خورندگان ]اموال [ مردم به اسم امامان معرفي نموده است.
دومين لعنت نامه از ناحية مقدسه (u) بدست حسين بن روح بر عليه عدهاي ازملعونان مانند محمّد علي شلمغاني و محمّد بن نصير الفهري ميباشد.
شيخ طوسي در كتاب رجال خود محمد ابن نصير از ياران امام جواد (u) و دركتاب الغيبة وي را از ياران امام حسن عسگري شمرده است و چون امام يازدهم (u)درگذشت دعواي بابيت و مقام محمد ابن عثمان كه از نواب اربعه بود ميكرد و ابوجعفر محمد ابن عثمان او را لعنت كرد و از وي تبرّي جست.
علامه حلّي در قسمت دوم رجال خود، محمد ابن نصير را از بزرگان بصره و مرديدانشمند كه ادعاي نبوت داشت، بوده است و ميگفت كه امام حسن عسگري (u)وي را بدان كار برانگيخته است.
«از بعضي از نوشتهها چنين هويدا ميشود كه او از اصحاب امام محمّد تقي(u)نيز به شمار ميرفته است و در زمان آن حضرت ادعاي باطلي كرده بود كه وقتي امامجواد(u) آنها را شنيد او را لعنت كردو از او بيزاري جست»
توقيع و برائت نامه امام عصر (ع) از شلمغاني و
محمّد بن نصير نميري و تعدادي ديگر
«عرّف اطال اللّه الخير كله و ختم عملك به ممّن تثق بدينه وتُسكن الي نيته مناخواننا ادام اللّه سعادتهم بانّ «محمّد بن علي المعروف بالشلمغاني» عجّل اللّه لهالنقمه و لا امهله قدارتّد عن الاسلام و فارقه و الحد في دين اللّه و ادعي ما كَفَر معهبالخالق جلّ و تعالي و افتري كذباً و زوراً...»
«انا برئنا الي اللّه و الي رسوله صلوات اللّه عليه و سلامه و رحمته و بركاتهمنه ولعنّاه لعاين تتري اللّه في الظاهر منّا و الباطن و السّر و الجهر و في كل وقت و علي كلّحال و علي كل من شايعه و بلَغَه هذا القول فاقام علي توّلاه بعده.»
«اعلمهم انّا في التوقّي و المحاذره منه علي مثل ما كنّا عليه ممّن تقدّمه من نظرائهمن «السريعي» و النميري (محمّد بن نصير نميري بصري) و «الهلالي» و «البلالي» وغيرهم...»
«خلاصة ترجمه: بشناس كه محمّدبن علي معروف به شلمغاني از دين اسلام مرتدشده و ما به سوي خدا و رسول از او برائت ميجوييم و او را لعنت كرديم در ظاهر وباطن و ما همانند افراد (سابق كه عقايدي مشابه داشتند) مانند نميري (محمّد بننصيرو...) از او دوري ميگزينيم»
نكته مهم اين است كه حضرت فرموده است آنها را لعنت كرديم لعنتهاي خدا درظاهر و باطن ما. اين مطلب از اين لحاظ مهم است كه غاليان گويند ائمه(u) مطلبسري خود را به رهبران ما گفتهاند و امام (u) با اين كلمات از قبل جواب ميدهند كهما هم در باطن و هم در ظاهر آنها را لعنت كرده و از آنها بيزاريم.
عاقبت در سال 259 هجري لحظة مرگ محمّدبننصير رسيد و چون از جانشينوي سئوال شد زبانش لكنت گرفت و تنها گفت احمد و پيروان او ندانستند كدام احمدرا ميگويد لذا سه دسته شدند و هر كدام پيرو يكي از سه احمد يعني احمد پسرخودش و احمد بن موسي بن الفرات و احمد بن ابي الحسين بن بشر كه هر سه ادعايبابيت داشته گرديدند. ولي شيعه در عصر غيبت معتقد است كه بابهاي دروغينواقعيت ندارند و فقط نيابت خاص و عام مطرح است. چنانچه نواب اربعة معروف كهچهار نفرند باب حضرت صاحبالزمان (ع) بودند. محمّد بن نصير از جانب امام زمان(عج) مورد لعنت قرار گرفت. پس از فوت محمّد بن نُصير در سال (259 ه.ق) درمنابع نصيريه نام دو چهره ايراني در رديف ياوران وي مييابيم:
1- ابوالقاسم جنيد بن محمّد قواريري نهاوندي متوفاي (279 هـ.ق) از شاگردانشافعي كه به بغدادي نيز معروف است.
2- ابو عبداللّه محمّد بن جندب (287-235 ه. ق، صاحب كتاب الايضاح فيسبيل النجّاح) از قرية جنبلاء از عراق عجم كه جانشين وي گرديد. القاب وي«الفارسي» و العابد - الزاهد بود. پس از او حسين بن حمدان خصيبي علوي(346-260 ه. ق) كه با استادش در قرية جنبلاء در ايران ساكن شده بود به عراقرفت و سپس به سوريه قدم گذاشته و به تبليغ مسلك جنبلاييه همت گماشت.خصيبي داراي تأليفاتي است كه از معروفترين آنها كتاب هدايه الكبري ميباشد. ويمعاصر با سيف الدوله حمداني بوده است.
«خصيبي همراه با انتشار تعاليمش به طور گسترده به ايران و سوريه مسافرت كرد ودر حلب كه تحت حكومت سلسله شيعي حمدانيان بود، سكونت گزيد. مطابق منابعموثق نصيري خصيبي نظر مساعد حاكم حمداني سيف الدوله (356-333 هـ. ق)بدست آورد تا به او در تبليغ تعاليمش كمك كند. خصيبي مريدانش را به ايران، عراق،مصر و مناطق اطراف فرستاد تا تعاليمش را منتشر كنند.
خصيبي نماز نصيريان را تكميل كرد و در بسياري از كشورها به طور گستردهآموزش داد.
وي در بعضي اشعارش سوريان را كه به پيامش جواب ندادند هجو كرده است وگويد «من تنفر دارم در سرزمين شام بمانم ممكن است نفرين سرور همة موجوداتآنها را در بر گيرد»
خصيبي به بغداد رفت و در آنجا به تعليم علني مشغول شد امّا حاكم شهر او رازنداني كرد و او موفق شد در تاريكي شب فرار كند و (گويا) بدست دختر زندانيان آزادگرديد و سپس كليدها را سر جاي خود قرار داد.
خصيبي تعليم ميداد كه محمد (r) همان مسيح است و مسيح هر يك ازپيامبراني بوده كه به دنيا آمدهاند و مادران پيامبران پيشين جز همسران نوح و لوط،تجليهاي سلمان فارسي بودند، و حضرت علي (u) در هابيل، شيث، يوسف ....تجسم يافت. خصيبي 51 مريد داشت كه مشهورترين آنها علي جيلي (نمايندة علي بنعيسي جزري) و قطني بودند هر نصيري كه نسب نامهاش به يكي از اين مردانمنتهي شود يك برادر خصيبي خواهد بود. برخي از آداب مشترك نصيريه و قرامطهعبارت است از پنجاه بار سجده هنگام نماز در يك روز، اختصاص 15 دارائي شان برايمصرف برادرانشان، جشن اعياد مهرگان، و نوروز در بين علماي معاصر و يا قريبالعهد با خصيبي ابن غضايري و كشي و نجاشي او را ردّ ميكنند. نجاشي وي را قائل بهحلول و تناسخ و مدافع نصيريه ميشناسد. از علماي قريب العهد ما صاحب اعيانالشيعه سعي ميكند كه شبهات آنها را توجيه كرده و وي را از مولفان شيعه محسوبكند. حتّي مؤلفي سوري ميگويد:
«پيروان خصيبي در ايران در شهرهاي كرند، ذهاب، زنجان، قزوين، تهران و حومهزندگي ميكنند.»
روش حسين بن حمدان خصيبي و وكلايش اين بود كه ابتدا غير مسلمانها را بهاسلام دعوت ميكردند و پس از قبول تشيع افرادي كه اهليت داشتند به طريقةجنبلاييه (نصيريه) وارد ميكردند. خصيبي در سال 346 ه . ق در حلب وفات يافتو آرامگاه وي معروف به شيخ بايراق است.
بنظر ميرسد اختلاف نظر علماي شيعه دربارة خصيبي و همفكرانش به خاطر دومرحلهاي بودن شيوه ابراز عقيدة آنها بوده است. بعضي از سران «اهل حقهاي» كنونينيز همين روش را دارا ميباشند. آنها مسائلي را كه جزء مسلمات دين اهل حق استمانند تناسخ عليالهي رهبر اهلحقّ كه قبر وي در هشتگرد كرج است ميگويد: نزد افراد مبتدي انكار ميكنند. در پايان اين موضوع سخني از نور
جاي بسي تأسف است عدهاي كه در مسلك اهلحقّ هستند حتّي نميدانندريشهشان از كجاست بعضي خود را علي اللّهي تناسخي، نصيري و غيره ميدانند حالآنكه جماعت علي اللّهي لول مولا در سران) تا يداً به يداً به دوازده امام بعد توسط عرفاي حقيقي ميرسد بهسلطان كه او در ميان مردم تشكيلاتي پيدا كرد.
نميدانم آقاي الهي سخن پدر خود را چگونه توجيه ميكند:
ولي ني خدا اگر بشنوي علي هي خداست در معنوي
علي گفت باشد خدايي دگر دگر كس نبودي از آن خبر
اگر هست خدايي ديگر به كان شناسد مر او را علي در نهان
چگونه به ذات آن موهوم يار كنم سجده و نيست جايز به كار
بذات محقق علي كبار كنم طاعت و او هست كردگار
از رهبران اهل حق جيحون آبادي شرح حال نصير را چنين ميآورد.
دگر گويم از داستان نصير چگونه به آن ذات حقّ سير
نصير فرزند پيرزني بوده كه غلام امام علي (u) ميشود و در يك مسافرت با امامعلي (u) به لب دريايي ميرسند.امام علي (u) به نصير ميگويد: برو كنار دريا و ازيك ماهي راه دريا را بپرس كه نامش قرقره است.
نُصير رفت گفتا به قرقر چنان هزاران هزار قرقر اندر زمان
ماهيان گفتند كدام قرقره را ميخواهي؟ نصير به امام علي(u) مراجعه كردحضرت فرمود: قرقره ابن مرمره ابن كركره. نصير به ماهيان مراجعه كرد و ماهي موردنظر را يافت، ماهي به او گفت كسي كه بداند يك ماهي كور در ته درياست راه دريا بلداست و او خداست ولي تو او را نشناختي. نصير به امام علي (u) مراجعه كرد و گفتتو خدايي. امام علي (u) تا هفت بار گردن او را زد و هر بار زنده ميكرد و نصيرهمچنان ادعاي خود را تكرار ميكرد عاقبت صدايي از آسمان (كه به نظر جيحونآبادي صداي خود امام علي (u) بوده است) آمد كه همة مردم بندة من باشند و نصيربندة تو باشد و از آن پس نصير صاحب محدودند در اطراف شام و حلب در جاي ديگر علي اللّهيوجود ندارد. نصيري هم چند خانوار محدود در همان قسمتهاي شام و حلب است.ميگويند از هفت خانوار بيشتر نميشوند امّا اهلحقّ سلسله مراتبش از مولا ميآيد(ح مكتب و پيامبر نصيريها گرديد.
بقول شريعت ز آن كبريا به حيدر بيامد پيام از سما
اگر چه توهستي خداوند گار ولي يك كلامي ز من گوش دار
بر كلّ مخلوق خود كن نهان ولي بر نصير خويشتن كن عيان
به فرمودة حق شه مرتضي نصير كرد آزاد در هر دو سرا تعداد مشاهده :1041 | ارسال به دوست
|
- لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
- درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
- لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
- فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
- به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
|
Host By : IraniNic.com -IraniNic.com |